اشکهای روان

می ایستی وسلام می دهی درخشش گنبد طلا مسحورت می کند
اشک در چشمانت روان می شود السلام علیک یا علی بن موسی الرضا.

از هر نژادوملیتی که باشی با هر زبان که سخن گویی اینجا تنها دل حاکم است .
زبان اخلاص تو را باهمه زائران پیوند می دهد .

می ایستی وسلام می دهی درخشش گنبد طلا مسحورت می کند
اشک در چشمانت روان می شود السلام علیک یا علی بن موسی الرضا.

از هر نژادوملیتی که باشی با هر زبان که سخن گویی اینجا تنها دل حاکم است .
زبان اخلاص تو را باهمه زائران پیوند می دهد .


سلام بر ماه روزه
سلام بر ماه اسلام
سلام بر ماه طهارت
سلام بر ماه قیام
سلام بر ماه نزول قرآن
سلام بر ماه هدایت مردم
سلام بر ماه شب های قدر و فضیلت













چقدر زیباست در حرم کنار هم بودن

وچقدر زیباست جمع بودن گلهای بهشت در ضیافت نور

وچه زیباست این جمع را در کنار جوار بارگاه زیبای رضوی بودن را

وچقدر زیباست که تربیت آنان از نور قرآن سرچشمه گیرد


خراسان در خراسان نور در جان تو ميچرخد
مگر خورشيد در چاك گريبان تو ميچرخد؟
خراسان مُهر دريا ميشود با گامهاي تو
به دست ابرها تسبيح باران تو ميچرخد






بشارتت باد، ای مدینه عشق! بشارتت باد، ای خطّه طوس!
بشارتت باد، ای سلطان خراسان، ای علی بن موسی الرضا(ع)
بشارتت باد، آمدن فرزند!.....فرزندی که در همه آفاق یگانه است! با عظمتی به وسعت تمام آسمان ها که هیچ معمّایی برایش غامض ... و هیچ علمی برایش دشوار نیست. فرزندی که آسمان، به سخاوت دستهایش غبطه خواهد خورد!...فرزندی که با حضور سبز خود، مسیر امامت را تا رویش نخستین سپیده موعود، ادامه خواهد داد!... آسمان، خاک پایش را سرمه خواهد کرد! ...... و زمین، شکوفه های گیلاس را به پایش خواهد افشاند!
دستهایش که سخاوتمندترین فصل سبز هستی اند....آسمان را با قنوتش ....زمین را با نگاهش....مسکینان را با ملاطفتش...درمندگان را با اجابتش....مانند نسیم بهاری، خواهد نواخت و عشق در حوالی نگاهش به اوج هیجان خواهد رسید.....صبر تمام محافل و مجالس با نام مبارکش آذین خواهد شد... و با وجود خردسالی، پیران را راهنما خواهد بود!.....درود بر آمدنش!.....درود بر آمدنش! که سبزترین نهال امامت خواهد بود....و در سایه سارش، آسمان خستگی از تن خواهد زدود...درود بر زیبائی زندگی اش! که جاری ترین لحظه های سخاوت را با ( یا جواد الاجودین ) تفسیر کرد!....درود بر آمدنش! که ما را به بهاری جاودانه بشارت می دهد!..........

منصور انوری درباره آخرین وضعیت رمان «از عشقآباد تا عشقاباد» اینگونه گفت: این رمان را مدتی پیش تحویل انتشارات سوره مهر دادم که در مرحله صفحهآرایی است و در 2 جلد منتشر خواهد شد.
وی ادامه داد: این رمان بر اساس داستانی مستند از اتفاقی که در سال 1342 رخ داده، نوشته شده است. یک استوار بازنشسته که در دهه 40 رئیس پاسگاهی در مرز ایران و ترکمنستان بوده است، این ماجرا را برای یکی از دوستان من که کارگردان هم هست تعریف کرد و قرار بود این داستان در قالب فیلمنامه نوشته شود که بعدها تصمیم گرفتم یک رمان بلند بر اساس آن بنویسم.


در ششم رمضان سال 201 هجرى قمرى به نام مبارک امام رضا(ع) سکه طلا زدند.
(تقویم شیعه، صفحه 227)


امام رضا جون،خیلی دوست دارم.
اسمت که میاد دلم می لرزه.خیلی وقته ندیدمت، دلم تنگ شده واسه بوی حرمت واسه صدای نقاره خونت واسه اون ایوون طلات.واسه صحنها و ضریح با صفات، نماز جماعتهای تو حرمت.
دلم واسه کبوترای حرمت هم تنگ شده که خوش ذوق ترین کبوترای دنیان.
دلم تنگ شده واسه اینکه خیره بشم به گنبدت و باهات یواش یواش حرف بزنم، باهات بخندم و گریه کنم.
دلم خیلی تنگه برات خیلی زیاد...

سلام ای ضامن آهو رضا جان
شفاعت کن حقیرت را رضاجان
فدای آن کبوترهای عاشق
به طوف آن حریمت ای رضا جان
دل من هم شده همچون کبوتر
به یاد گنبد زردت رضا جان




