مشهد الرضا(ع ) قبله راز و نياز عاشقان

قطره قطره عشق مي باريد از زمين و آسمان و جاري مي شد در مسير بهشت ... جاري مثل رود و رود جاري تا بهشت. قطره ها خود اما نيز باراني بودند و عشق را در اشک تکثير مي کردند و به سلامي بغض آلود رنگ اجابت مي گرفتند. آري! تمام راه ها ختم مي شد به بهشت. چه زنجير زن بود و چه سينه زن، چه زائر پياده بود و چه سواره، چه پير بود و چه جوان، چه زن و چه مرد و چه سياه و چه سفيد همه در يک راه قدم مي زدند، راه بهشت. اين جا مشهد عاشقان شده بود؛ قطعه اي از بهشت که به شکوه حضور بارانيانش غبار غربت را از حريم «غريب الغربا» شست و تجلي گاه ارادت شد...

ادامه نوشته

امام رضا در اهواز



از تاریخ و روایات استفاده می‏ شود، زمانی که کاروان حضرت به اهواز رسید، ظاهرا به لحاظ گرمی هوای تابستان و مشقت سفر، کسالتی بر حضرت عارض شد و از طرفی ابوهاشم جعفری که از اهالی ایدج (یکی از دهات اهواز) بود، شنید که حضرت رضا علیه‏ السلام به اهواز تشریف آورده‏ اند، لذا او از محل خود به اهواز آمده و خدمت امام علیه‏ السلام مشرف شد و خود را معرفی نمود.

امام علیه‏ السلام به او فرمودند: برای من طبیبی حاضر کن، من طبیبی خبر نمودم. حضرت نام گیاهی را با مشخصات و نشانه‏ های آن ذکر فرمودند و آن را از طبیب طلب نمودند. طبیب گفت: به غیر از شما کسی را نمی‏ شناسم که نام این گیاه را بداند. از کجا شما این گیاه را شناخته‏ اید؟ در این فصل تابستان که این گیاه یافت نمی‏شود، امام علیه‏ السلام فرمودند: پس کمی نیشکر بیاورید.
طبیب گفت: این یکی از آن گیاه اول شگفت آورتر است، چرا که تابستان اصلا موسم نیشکر نیست.

ادامه نوشته