نیایش های حضرت رضا(ع)

بارالها!
در پيشگاه تو ايستاده ام،
و دستهايم را بسوى تو بلند كرده ام،
آگاهم كه در بندگى ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى ات سستى كرده ام،
اگر راه حيا را مى پيمودم از خواستن و دعا كردن مى ترسيدم...
ولى … پروردگارم!
آن گاه كه شنيدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى خوانى ،
و آنان را به بخشش نيكو و ثواب وعده مى دهى ،
... براى پيروى ندايت آمدم،
و به مهربانى هاى مهربانترين مهربانان پناه آوردم.
و به وسيله پيامبرت كه او را بر اهل طاعتت برترى داده، و اجابت و شفاعت را به او بخشيدى ،
و به وسيله برترين زن،
و به فرزندانش، كه پيشوايان و جانشينان اويند،
و به تمامى فرشتگانى كه به وسيله اينان به تو روى مى كنند، و در شفاعت نزد تو، آنان را كه خاصان درگاه تواند، وسيله قرار مى دهند، به تو روى مى آورم.
ادامه نوشته

نسیم سبز


سلام بر آفتاب! سلام بر نور و روشنی! سلام بر شکوه و حماسه‏ ی ایمان! سلام بر آستانه‏ ی مقدس رضوی، گلستان پهناور خطه‏ ی ولایت ایران.
یا علی بن موسی الرضا! همچنان که نسیم، دستش را در هر پگاه به تبرک بر گنبد زرین تو می‏کشد، ما نیز از دور و نزدیک، انگشت اشاره‏مان به سوی توست. ما، پروانه‏ وار گرد شمع وجودت می‏چرخیم. دلهامان را پیوسته زیر پای زائران تو، فرش می‏کنیم. بی‏ ریا و با اخلاص دعا می‏خوانیم و راز و نیاز می‏کنیم و خواسته‏ های دل خویش را از سویدای آن، به پیشگاهت عرضه می‏داریم. ما اعتقاد داریم که تو می‏توانی به اذن خداوند، آن چه را که می‏خواهیم و صلاح ما، در آن است، برایمان مهیا سازی. ای خورشید هشتمین! ای تبسم زیبای تاریخ! جوانه‏ های جانمان را بشارت سبزی و بالندگی عطا فرما و دست‏های نیازمان را که مشتاقانه ضریح پاک تو را در آغوش می‏فشارند، از آستان مقدس خویش، ناامید برمگردان.
ای ثامن الحجج! ما را در جمع دوستداران خود پذیرا باش و تا باد و بهار و باران در جهان وجود دارد، برکت رحمت و نگاهت را از ما دریغ مدار!

درای قافله‏ ی مهر

صلای آشنایش، دل نوازترین ترنم عشقی است که دست دل‏ها را می‏گیرد و از مدینه تا مرو و نیشابور و توس، پروازشان می‏دهد.
نقاره، ندای بیدار باشی است که یاد محبوب را هر صبح و شام، در جام خاطره می‏ریزد و گل مهربانی را بر بام بیداری به شکوفایی وامی‏دارد.
نقاره، نقبی است که گام‏ها را به روشنایی پیوند می‏خواند و نقش جان‏ها را در قرب آرزوهای طلایی دیدار، جاودانه می‏کند.
نقاره، قارقار کلاغان اندوه را از صورت‏ها و سیرت‏ها می‏راند و شکوه شایستگی و شفا و شفاعت را در آیینه‏ های مضاعف به تلألؤ وامی‏دارد.
نقاره، نقاهت نفس‏ها را التیام می‏بخشد و دل را به محضر دلدار، میهمان می‏کند.
نقاره، ناقل نوای تن‏ها و دل‏های عاشقی است که در سرسرای بیداری می‏پیچد و هزاران پنجره از شادی بر روی همه‏ی شایستگانی می‏گشاید که قصد شنا، در دریای رستگاری را دارند.
نقاره، رازناک‏ترین نجوای موزون و دل‏ انگیزی است که نام و یاد حضرت معشوق را چونان شبنمی بر چهره‏ ی گل ایام می‏ نشاند و چشم روشن‏ بینان، حق‏ جویان و راه پویان را به پهنای پیمان و ژرفای ایمان، رهنمون می‏ شود.
نقاره، هزار آوای داستان سرای سادگی و لطافت، ماه نمای راه‏های وصال و سال نمای سیلان صمیمیت و صفاست.
نقاره، زنگار زدای لحظه‏ های تأخیر در دیدار محبوب قلوب و درای هشدار دهنده‏ ی قافله‏ های قبله پیماست. نقاره! نوازش گوش دل‏های ما را فراموش مکن!

زمزمه‏ های عاشقانه دخیل چشمه‏ ی خورشید

 


از سوی جانم صدای تپش شوقمندانه‏ ای می‏ آید... در کوچه‏ ی روانم امروز غوغایی برپا شده! انگار کودک دلم باز هم بهانه‏ ی دیدار تو را گرفته است. دست‏های دل و جانم را در دست می‏فشارم و به راه می‏افتم. رو به سوی تو... سر از پا ناشناخته، راهی رهایی و روشنایی‏ ام. جان و دل، شتابناک و ذوق زده روانه‏ اند و من کودکی را ماننده‏ ام که دست در دست پدر و به دنبال او کشیده می‏شود! من اما نیز بی‏قرار و آرزومندم و هوای دیدن تو را دارم...

اندکی بعد، دریچه‏ ی چشمانم به خورشیدی خیره می‏شود که از زمین دمیده و بر آسمان نور می‏پاشد!
- سلام بر عظمت، سلام بر آفتاب!

ادامه نوشته

نيايش هاى حضرت رضا عليه السلام (مناجات با خدا)


بارالها! در پيشگاه تو ايستاده ام، و دستهايم را بسوى تو بلند كرده ام، آگاهم كه در بندگى ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى ات سستى كرده ام، اگر راه حيا را مى پيمودم از خواستن و دعا كردن مى ترسيدم... ولى … پروردگارم! آن گاه كه شنيدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى خوانى ، و آنان را به بخشش نيكو و ثواب وعده مى دهى ، ... براى پيروى ندايت آمدم، و به مهربانى هاى مهربانترين مهربانان پناه آوردم. و به وسيله پيامبرت كه او را بر اهل طاعتت برترى داده، و اجابت و شفاعت را به او بخشيدى ، و به وسيله برترين زن، و به فرزندانش، كه پيشوايان و جانشينان اويند، و به تمامى فرشتگانى كه به وسيله اينان به تو روى مى كنند، و در شفاعت نزد تو، آنان را كه خاصان درگاه تواند، وسيله قرار مى دهند، به تو روى مى آورم. ... پس بر ايشان درود فرست، و مرا از دلهره ملاقاتت درامان دار، و مرا از خاصّان و دوستانت قرار ده، پيشاپيش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و ديدن تو مى شود قرار دادم اگر با اين همه، خواسته ام را رد كنى ، اميدهايم به تو به يأس مبدّل مى گردد....

ادامه نوشته