شرمنده‌ام که همت آهو نداشتم(محمدعلی بهمنی)

شرمنده‌ام که همت آهو نداشتم
 
شصت و سه سال راه به این سو نداشتم
 
اقرار می‌کنم که من – این های و هوی گنگ-
 
ها داشتم همیشه ولی هو نداشتم
 
جسمی معطر از نفسی گاه داشتم
 
روحی به هیچ رایحه خوشبو نداشتم
 
فانوس بخت گم‌شدگان همیشه‌ام
 
حتی برای دیدن خود سو نداشتم

ادامه نوشته

دريا كنار چشم تو آرام است...  "جواد گنجعلي"


دريا كنار چشم تو آرام است، نه موج دارد نه تكاپويي/انگار رودهاي جهان خوابند بر دست هاي امن تو چون قويي/من روزهاي آخر اسفندم، سرد و عبوس و مه زده و ابري/مي آيم از هجوم سياهي ها؛ آرامش هميشه جادويي/يك آسمان كبوتر چاهي، مست در سينه ام براي تو مي خوانند/پر مي دهم تمام صدايم را مي آيد از ضريح هياهويي/تنها كنار پنجره فولاد گل مي دهد گلايل چشمانم/امشب به معجزه اي كوچك تبديل كن مرا به بره ي، آهويي/حس غريبي در رگ هاي من جاري است، حسي شبيه آينه كاري ها/حسي كه در اوايل فروردين مي آورد به خانه پرستويي/آهسته گريه مي كنم و آرام، چون پيچكي كه هشت پرش آبي است/در لابه لاي ضجه و چنگ وقفل، بر اين طناب فاصله مي رويي/در بارگاه روشنان دنيا، از چشم هاي دغدغه مي افتد/مانند اشك هاي زني مغرور، مانند در ضريح النگويي/جمعه غروب فرصت خوبي بود، من ميروم تو پشت سرم هستي/بر شانه ام تمام مقرنس ها با طعم نارس ليمويي.   

بارش مهر""علیرضا کاشی پورمحمدی"

حرم امام رضا علیه السلام

                                            

  خـسـته، افـتـاده ز پا، آمده زانو می‎زد

           مـشـکلى داشت به آقاى خودش رو می‎زد

      می‎چکید از سر و رویش عرق شرم به خاک

  مـشـت‎هـا واشده و پنجه به گیسو می‎زد

دامـنـى داشـت پر از خاطره تیره و تلخ

 دسـت در دامـن آن ضـامـن آهو می‎زد

همنوا با در و دیوار در آن عصمت محض

نـالـه یـا عـلـى و ضـجه یاهو می‎زد

نـم نمک بارشى از مهر به جانش می‎ریخت 

 کـفـتـرى بـر سر ذوق آمده قوقو می‎زد

پـاک می‎شـد دلـش از غصه ناپاکى‎ها   

        خـادمی داشت در این فاصله جارو می‎زد

فـرصـتى بود و درنگى و بجا مانده هنوز 

   شـعـله‎اى شعر که در آینه سوسو می‎زد

 

با نام  رضا به ســـینه ها گل بزنید...


      السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

با نام  رضا به ســـینه ها گل بزنید ، با اشک به بارگاه او پل بزنید،


فرمود که هر زمان گرفتار شدید، بردامن ما دست توسل بزنید . . .

دل‌هایمان را روانه مشهدالرضا(ع) کنیم



همیشه از حرمت، بوی سیب می‌آید

صدای بال ملائک، عجیب می‌آید!

سلام! ضامن آهو، دلِ شکستهِ من

به پای بوس نگاهت، غریب می‌آید...

ادامه نوشته

همه راه ها به مشهد الرضا (ع) ختم مي‌شود


جاري مثل چشمه مثل کاريز

از هر سو مي آيند

پياده

اما جاري

اما زلال

مثل چشمه مي مانند...

ادامه نوشته

...خلوت دل با ضامن آهو...



دل من گم شد .. اگر پیدا شد ../بسپارید به امانات رضا ع../و اگر از تپش افتاد ../ببریدش به ملاقات رضا ع../از رضا ع خواسته ام تا شاید ../بگذارد که غلامش بشوم ..

ادامه نوشته

...كبوتر حرم..."حسين حاجي هاشمي"

دوباره آمده ام تا كبوترت باشم

قبول مي كني آيا كبوترت باشم؟

نشسته ام كه تو اذن پريدنم بدهي

كه تا هميشه ي دنيا كبوترت باشم



ادامه نوشته

شکوه حضور زائران تا  ولایت عشق...

      من آمده ام گدای این در گردم    

در بحــر عنایتـت شنـــاور گـــردم

با دست تهی آمدنم عیبی نیست

عیب است که با دست تهی برگردم



میقات الرضا" محمدجواد غفورزاده-شفق"

توحید نخلی پر ثمر دارد به میقات الرضا

شمس ولایت هم قمر دارد به میقات الرضا

ای با حقیقت واقفان ای عارفان، ای عارفان

طوبای عرفان برگ و بر دارد به میقات الرضا



ادامه نوشته

دوپله سمت بلندي"فهيمه اسدي "

ميان تشنگي اين كوير وهم كسي

مرا به هرم نفس‌هاي شرجي‌اش گره زد

اتاق خلوت من خسته بود و تب كرده

شبي كه با سر انگشت روي پنجره زد



ادامه نوشته

...جشن گندم..."شاعر جواداسلامی"

         سر از لبريزي نامت چنان مسرور مي رقصد         

 كه جشن گندم است انگار، دارد مور مي رقصد

           چه كرده جذبه چشم تو با آغوش اين غربت          

كه زائر قصد اينجا مي كند، از دور مي رقصد

ادامه نوشته

...آشناى غريبان..."شاعر :رضااسماعیلی"

كاش يك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم

ريزه خوار مشرق خوان دو چشمت می‌شدم

كـاش يك شب می‌گذشتم از فراز چشم تو

گرم گلگشـت خـراسان دو چشمت می‌شدم

ادامه نوشته

...آمدی و چشمم گریه شد برایت..."شاعر :علی معلم"

کعبه ولا،سعی مبتلا،حج ما فقیران

   حضرت رضا،پور مرتضی،ملجأ اسیران

آمدی و چشمم گریه شد برایت

  مقدمت مبارک،چشم دل سرایت

ادامه نوشته

تو گلِ گلواژه ‏های شعر صدها چون کمیتی



گلِ گلواژه ‏های شعر صدها چون کمیتی/من گدای خانه‏ زادم، تو جواد اهل بیتی/تو ولیعهد عزیز پادشاه ارض طوسی /ای شیعه بزن ناله و فریاد امشب/از غربت آن غریب کن یاد امشب /مسموم شد از زهر جواد ابن رضا/در حجره ی در بسته بغداد امشب /السلام علیک یا جواد الائمه علیه السلام

...ای کاش کبوتر حریمت باشم...

صلّی الله علیکَ یا أبالحسن، السلطان یا علیّ بنِِ موسی الرّضا

ای کاش کبوتر حریمت باشم

یا هم نفس صبح و نسیمت باشم

از چشم دلم بیا و بردار حجاب

تا زائر چشمان رحیمت باشم

یا رضا جان کن مدد بر خوانِ تو مهمان منم...

یا رضا جان کن مدد بر خوانِ تو مهمان منم

در شبِ میلادِ تو دلْ‌تشنه‌ی درمان منم

دست من از عیدی لطف و شفاعت خالی است

پادشاهی من گدایم، دست بر دامان منم

ادامه نوشته

...باز عنایت شـده لطف خدا...

باز عنایت شـده لطف خدا

باز شـدم زائـر کوی رضا

رفتم و دیدم کـه به چشمان تر

گـرد رواقـش هـمه در التجا

به یاد یاران و عزیزان همه

در آستان او شدم در دعا

تو بر زخم دلم باریده اى باران رحمت را...


تو بر زخم دلم باریده اى باران رحمت را

تو را من می شناسم، منع پاک کرامت را

ازآن روزى که حلقه بر ضریحت بست دستانم

دلم شیدا شد و دادم زکف دامان طاقت را

در حرم نورانی آقا، نائب الزیاره و دعاگوی شما هستیم

روی خط عاشقی

هرچند حال و روز زمین و زمان بداست

یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

آنجا برای عشق شروعی مجدد است.

خوشا! به حال غریبی که آشنای رضاست

خوشا! به حال غریبی که آشنای رضاست‏

سرش هماره به خاک در سرای رضاست‏ 

هزار آینه از نور کبریا دارد

دلی که در هوس روی دلگشای رضاست‏

ادامه نوشته

ای بر خاک حریم تو ملائک زده بوس

ای بر خاک حریم تو ملائک زده بوس

ز وچود تو شده قلب جهان خطه طوس

هر که آید به گدایی به در خانه تو

نیست ممکن که زدرگاه تو گردد مایوس

تشنه کام جام سقاخانه " غلامرضا سازگار"

کیستم من ؟ شمع جمع آل خیر المرسلینم

کیستم من ؟ قبله دل کعبه اهل یقینم

کیستم من ؟ یوسف زهرا امام هشتمینم

کیستم من ؟ کوثر و طاها و نور و یا و سینم

ادامه نوشته

خورشید به من بتاب وتطهیرم کن

خورشید به من بتاب وتطهیرم کن

چون آینه ها بشکن وتکثیرم کن  

یک بار سر سفره لطف وکرمت

بنشانم ویک عمر نمک گیرم کن

گنبدت از هر کجای شهر سوسو می کند

  

گنبدت از هر کجای شهر سوسو می کند/دست هر آشفته ای را پیش تو رو می کند/در لباس خادمان مهربانت، آفتاب/صبح ها، صحن حرم را آب و جارو می کند/ماه هر شب کنج بست "شیخ حر عاملی"/یاد معصومیت آن بچه آهو می کند/یاد معصومیت آن بچه آهو ...یاد تو/کوچه های شهر را لبریز "یا هو " می کند/باد، هم مثل نگهبان درت... بدو ورود/غصه را از شانه های خسته، پارو می کند/عطر نابی می وزد از کوچه باغ مرقدت/هر که می آید حرم ... این عطر را بو می کند.


امام رئوف

هميشه از حرمت بوي عطر ناب مي آيد

از نسيم بال ملائک بوي گلاب مي آيد

سلام ضامن آهو، امام مهربان

دلم به شوق ضريحت، به تاب مي آيد

ادامه نوشته

طلوع ستاره"هوشنگ محمدي"

به شوق حضرت دلبر دوباره مي رقصد

دوباره دل به نواي نقاره مي رقصد

و موج تشنه زائر بر اين در و ديوار

هزار آينه با هر اشاره مي رقصد

ببين که فوج ملائک به دور اين گنبد

به شادباش طلوع ستاره مي رقصد


ادامه نوشته

دلم هوای تو دارد یا ثامن الحجج"شعر از سید حمید رضا برقعی"

ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس
خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان
جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس

ادامه نوشته

مشکاة کبریا " علاء الدین حجازی "


   فروغ روشن مشکاة کبریاست رضا                   نشان زنده ی آیات هل اتی است رضا


دلیل خلقت کون و حقیقت قرآن                     بحار رحمت و سر چشمه ی بقاست رضا

 ضیای کنگره ی عرش و روشنای زمین             امام هشتم و حاکم به ما سوی است رضا 

  اساس دانش وتقوی ، اصول فضل وکرم                   پناه امن اسیران مبتلا ست رضا 

ادامه نوشته

من کیستم؟ گدای تو با ثامن الحجج" مؤیّد"


من کیستم؟ گدای تو با ثامن الحجج               شرمنده ی عطای تو یا ثامن الحجج


 باللّه نمی روم بر ِ بیگانگان به عجز               تا هستم آشنای تو یا ثامن الحجج  

 از کار من گره نگشاید کسی مگر              دست گره گشای تو یا ثامن الحجج 

 تا آخرین نفسم نکشم دست التجا              از دامن ولای تو یا ثامن الحجج  

 

ادامه نوشته