اشک، مقصد نیست

اگر حسین، مصباح است یعنی در تیرگی‌های وحشت‌بار و تاریکی‌های نفسگیر، تکیه‌گاه روشن و شفاف و اگر سفینه است یعنی در موج‌خیز حادثه‌ها و خیزاب‌های هولناک، کشتی نجات؛ پس چرا عاشورای او را از منظر روشنگری و راهگشایی و به‌ساحل‌رسانی نبینیم؟

چرا در عصر گم شدگی انسان و توفان خیزی و وارونگی زمان، از حسین و عاشورایش، همچون حبلی متین و عروه الوثقایی مبین بهره گیری نکنیم و گذار از جاده های خطر را با این همراه مطمئن آغاز نکنیم؟

عاشورا چه ندارد تا سراغ سرمشق ها و مکتب های دیگر برویم؟ این رستاخیز عظیم، همه درس های لازم برای صلاح و فلاح را دارد.

کربلا قصه زیستن و دیگرگونه زیستن و حیات طیبه را تجربه کردن است. در کربلا، همه عناصر لازم برای سیر به کمال، عزت و رستگاری پیداست.

معنویت، زیبایی، فضیلت های انسانی، حضور همه انسان، حضور بی فاصله خدا، حضور همه ارزش ها و در یک کلام حضور بی پرده خدا، انسان، راستی و درستی و حقیقت زلال قرآن تنها و تنها در همین حادثه یافتنی و ادراک شدنی است.

عاشورا، نه روزی است از جنس روزهای معمولی و نه حادثه ای خزیده در گوشه ای از حافظه تاریخ؛ عاشورا زنده و زاینده است؛ چشمه ساری است که بر همه زمین ها و زمان ها می گذرد و کام تشنگان فضیلت و حقیقت را به جرعه هایی زلال و حیات بخش می نوازد.

ادامه نوشته

تشکیل خانواده از ديدگاه حضرت امام رضا(ع)

پيمانى پاك‏

تشكيل خانواده در اسلام، مسئله‏ اى حياتى و برنامه‏ اى عالى است كه اگر چه برمبناى مقررات و قوانين قرآنى، روايى و شرعى جامه عمل مى‏ پوشد امّا نخستين مايه‏ هاى آن بصورت غريزه، محبّت، عاطفه و اشتياق متقابل زوج به اراده‏ ى حكيمانه حضرت بارى تعالى در نهاد انسان قرار داده شده است. ايجاد آرامش و مودت بر اثر ازدواج از نشانه‏ هاى لطف خداوند مى‏ باشد.(1)

به علاوه محكم‏ترين و برترين برنامه براى جلوگيرى از گناه و صيانت جامعه و نجات دادن نسل جوان از سقوط در باتلاق منكرات، ابتذال و فحشاء، ازدواج مى‏ باشد. براين اساس در مرحله اوّل بر والدين، اقوام و نهادهاى ذيربط واجب است كه نسبت به ايجاد مقدمات اين سنت الهى و حركت پسنديده اقدام كنند و با دستان خويش با ساده‏ ترين روش زمينه پيمانى پاك را فراهم آورند. در مرحله بعد بر پسران و دختران است كه بناى زندگى و سعادتمندانه‏ اى را به دور از تكلّفات و با اجتناب از شرايط سخت برپا نمايند. البته اين موضوع با مقدماتى انجام مى‏ پذيرد.

ادامه نوشته

غریب الغربایی- معین الضعفایی

غریب الغربایی- معین الضعفایی

تو چون آینه دیدی ریاکاری مأمون

لبت قاری قرآن دلت چشمه‌ای ازخون

غریب الغربایی- معین الضعفایی

تو از دشمن جانت به جز قهر ندیدی

تو آیینه‌ی یک رنگ در این شهرندیدی

غریب الغربایی- معین الضعفایی

ولیعهدی مأمون تو را خون به جگر کرد
تو را با دل خونین مهیّای سفر کرد
ادامه نوشته