راهم بده آقا ...

بر صحن و سرات همه جا دیده گشودم
جایی ننوشته است گنه گار کار نیاد

بر صحن و سرات همه جا دیده گشودم
جایی ننوشته است گنه گار کار نیاد

بارها شنیدهایم که امام رضا(ع) با برپایی کرسیهای آزاد اندیشی در عصری که انبوه کتابهای ترجمه شده یونانی، هندی و ایرانی وجود داشت، به ترویج معارف اهلبیت(ع) مبادرت میکردند تا به شبهات و ابهاماتی که در جامعه اسلامی رواج یافته بود، پاسخ دهند.
در زیر به یکی از روایت معتبر از کتاب «جلوههای اعجاز معصومین(ع)» تالیف عالم وارسته قطب راوندی که مربوط به مناظره ثامن الحجج علیهالسلام است...

دراین پست مطلب به روايتي از توجه امام به زائران می پردازیم تا با اشتياق تمامتر راهي حرم آن امام بزرگوار گرديم.از حضرت امام رضا (عليه السلام) روايت شده است که فرمودند:«هر که براي زيارتم بار سفر بندد، دعايش مستجاب و گناهانش آمرزيده شود، هر که مرا در آن قطعه زمين زيارت کند، همانند کسي است که رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) را زيارت کرده باشد و خداوند اجر هزار حج مقبول و هزار عمره ي مقبوله براي او بنويسد و من و پدرانم شفاعت کنندگان او در روز قيامت باشيم، و اين قطعه زمين باغي است از باغهاي بهشت و محل رفت و آمد فرشتگان است و تا ابد گروهي از آسمان نازل مي شوند و گروهي بالا مي روند تا آن که در صور بدمند. /منبع:«بحارالانوار، ج 102، ص 44، ح 51».

بهترين راه شناخت وکسب معرفت ومحبت نسبت به اهل بيت ،شناخت ايشان از طريق مطالعه داستانهايي از زندگاني آن بزرگواران است که تصاويري از رفتار وعملکرد ايشان را به ما مي نماياند. اين داستانها چنانچه با تحليل و تفسيرهاي شخصي آميخته نگشته وبه خوبي ترجمه شوند ،قطعا ارتباط خوبي بين ما و اهل بيت ايجاد خواهند نمود. از جمله در خصوص مهرباني وتواضع حضرت نقل است که :حضرت رضا وارد حمام شد شخصى گفت: مرا دلاكى كن شروع كرد به كيسه كشيدن در اين بين آن جناب را شناخت آن مرد عذرخواهى ميكرد ولى امام عليه السّلام در ضمن اينكه او را دلخوش مينمود(تا شرمنده نشود) کار خود را تا پايان ادامه داد .(زندگانى حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام، ص: 9)...

آیا تا بحال به آستان بوسی امام هشتم ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیهم السلام رفته اید؟آیا طعم شیرین خلوت انس با امام رئوف را چشیده اید؟هرگز شده که متوجه تفاوت عظیم لحظه های حضور در حرم زیبایش و سخن گفتن با وجود نازنینش با سایر لحظات عمرتان شده باشید؟گویی زمان جنس دیگری دارد، همه چیز طور دیگری است، حتی انگار رنگ آسمانش هم شفاف تر و زیباتر از آسمانی است که تابحال به زیرش زیسته ایم ؟آیا شما هم بامن هم عقیده اید؟بگذارید روایتی برایتان از کلام امام کاظم صلوات الله علیه نقل کنم تا این احساس را در وجود خود بیش از پیش باور کنید:محمّد بن يعقوب، از محمّد بن يحيى العطّار، از علىّ بن حسين نيشابورى، از ابراهيم بن محمّد، از عبد الرحمن بن سعيد المكّى، از يحيى بن سليمان مازنى، از ابى الحسن موسى بن جعفر عليه السّلام، حضرت فرمودند:"كسى كه قبر فرزندم را زيارت كند براى او نزد خدا ثواب هفتاد حجّ مقبول مىباشد....

و احساس کبوتر بودنم را تازه فهمیدم
و بستم رشته پرواز خود را با هزاران زائر دیگر
به قفل پنجره فولاد آقا هر چه محکم تر
و گفتم ای کران تا بیکران صحن و رواقت
زائرم کردی و غم ها را زدودی از وجودم
زبانم، آشیانم، آب و نانم دادهای بگذار همین جا بال وپر گیرم..

پنجره ي دلم را كه گشودم نسيم خوش ولايت قلبم را لرزاند،
نيرويي عجيب مرا به سويت هدايت كرد.
عاشقانه گام برداشتم در هر قدم نجوايي مي كردم.
دلم درآرزوي وصالت چونان پرنده اي كوچك مي تپيد.
و اينك اين منم كه دريچه ي تنهايي قلبم را برايت گشودم . پذيرايم باش .

دوباره آمده ام تا كبوترت باشم
قبول مي كني آيا كبوترت باشم؟
نشسته ام كه تو اذن پريدنم بدهي
كه تا هميشه ي دنيا كبوترت باشم

روزی عدّه اى از دوستان
امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) در منزل آن حضرت گرد یکدیگر جمع شده
بودند و یونس بن عبدالرّحمن نیز که از افراد مورد اعتماد حضرت و از شخصیت
هاى ارزنده بصره بود، در جمع ایشان حضور داشت.هنگامى که آنان مشغول صحبت و مذاکره بودند، ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند.
امام (علیه السلام) به یونس فرمود: "داخل اتاق برو و هیچ عکس العملى از خود نشان نده؛ مگر آن که به تو اجازه داده شود."...

اى امام همام!چگونه مى توان دل را با نام والايت آذين نبست؟چگونه مى توان شكوه و جلال بى حد و حصرت را ناديده گرفت؟چگونه مى توان آواى دل دردمندى را كه از سر صدق از صدها فرسنگ راه تو را مى خواند نشنيد؟مگر مى توان سلاله پاكت را از زمره آل على مرتضى (ع) و نبى مكرم، پيامبر عظيم الشأن اسلام حضرت محمد مصطفى (ع) است ناديده گرفت و در جاى جاى قلب لرزان آرزومندانت جستجو نكرد؟پس، سلام بر تو اى منادى توحيد!اى قبله گاه نور!سلام بر تو اى مظهر پر فروغ انسانيت و شرف!...

اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی عبدك و ولی دینك . . ./من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو/سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو/تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم/آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو /سوی تو رو آورده ام، ای خم سبو آورده ام/من آبرو آورده ام، کو لطف بی پایان تو؟ /من خدمتی ننموده ام، دانم بسی آلوده ام/اما به عمری بوده ام، چون خار در بستان تو . . .

زائر مدال افتخار وتاج پادشاهي بسر زند
وقتي به پابوسي بارگاه شما مشرف شود
السلام عليك يا علي ابن موسي الرضا(علیه السلام)

من
آمده ام گدای این در گردم
در بحــر عنایتـت شنـــاور گـــردم
با دست تهی آمدنم عیبی نیست
عیب است که با دست تهی برگردم

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی که در جلسات درسهایی از قرآن در تلویزیون درباره "زندگی مهدوی(عجل الله تعالی فرجه) در سایه دعای عهد" سخن می گفت، در ادامه سخنانش درباره "كارهای خیر با نگاه جهانی، نه شخصی و محلّی" و "عنایت امام رضا (عیله السلام) به زائرانش" گفت:یك خانمی بود فكرش كج بود. عقیدهای به زیارت و توسل و عبادت و اینها نداشت. اهل حجاب و ... هم نبود؛ اصلاً طور دیگری بود. ولی شوهرش مذهبی بود ولی خودش نبود. به شوهرش گفت: من میخواهم مشهد بروم ولی من را دور و اطراف حرم نبر. من را هتلهایی ببر كه دور از حرم است، تو هر چه میخواهی برو دو لیتر گریه كن. من حال حرم ندارم! من مشهد را میخواهم، ولی نه برای حرمش!...

السلام ای حضرت سلطان عشق یا علی موسی الرضا ای جان عشق
رضا جان عمریست كه گوشه نشین محبتم
این گوشه را به وسعت دنیا نمیدهم



توحید نخلی پر ثمر دارد به میقات الرضا
شمس ولایت هم قمر دارد به میقات الرضا
ای با حقیقت واقفان ای عارفان، ای عارفان
طوبای عرفان برگ و بر دارد به میقات الرضا

از راه دور آمدی ، عاشقانه و بی صبرانه ، کوله پشتی ات پر از معرفت ناب و دل شکسته گی است،چشمت که به گنبد و گلدسته ها می افتد ، بر لبانت مترنم میشود ( السلام و علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام ) پا به حرم می گذاری و ساعتی همدم و هم کلام آقا می شوی و سرانجام که جانت (شسته) شده است ، از حرم خارج می شوی زائر عزیز : زیارت قبول ، هدیه ات که سالها قبل پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله برایت فرستاده است مبارک می باشد پیامبر اکرم فرمودند : به زودی پاره تن من در خراسان دفن می شود هیچ مؤمنی او را زیارت نمی کند مگر آنکه خداوند بهشت را بر اوواجب و بدنش را به آتش دوزخ حرام گرداند.

ميان تشنگي اين كوير وهم كسي
مرا به هرم نفسهاي شرجياش گره زد
اتاق خلوت من خسته بود و تب كرده
شبي كه با سر انگشت روي پنجره زد

مولاي من! تو را امام غريب مينامند، ميدانم بد ميزباني بودند و در مهماننوازي وفا نكردند.مولاي من! بعد از گذشت روزگار، حال تو ميزبان ما هستي؛ تو ميزبان گريهها و نيازها؛ غمها و دلتنگيهاي ما هستي.تو كه غريبي را احساس كردهاي! حال غريبهها به آستان كرم تو چشم دوختهاند و به دستان پر مهرت توسل كردهاند.مولاي من! ميخواهم از زائراني بگويم كه جاده به جاده و شهر به شهر گذشتهاند تا نفسي مهمان شوند و از مي عشق تو بنوشند...

ونور ازآسمان به زمین کشیده می شد ونور،نقطه چین اتصال خاک به افلاک بود وشب ،صدای شکستن بندبند تنش را به گوش می شنید وآسمان درمنشوری از رنگ غوطه می خورد وفرشته ها با بال هایی لبریز به میهمانی نور ونیایش آمده بودند.گل دسته ها بالاتر می آمدند تا دست هایشان را به آسمان گره بزنند.صدای چلچله ها فضا را آغشته می کرد وهوابوی رسیدن می داد،بوی سیب وستاره ...بهار ازپشت دریچه های بسته سرک می کشید واز هر طرف صدای کل زدن ملائک می آمد وخورشید، بی تابانه چنگ بردف می کوبید واو در گهواره ای ازگل های سپید در دست های حوریان،از کهکشانی به کهکشان دیگر،در نوسان بود واو عصاره ی سال های سکوت بود که ازراه می رسید.بهار برپلک های تاریخ جوانه می زد وهشتمین طلایه دار خورشید ازآفاق سپید سعادت برمی خاست ،چشم می گشود تا درگودی چشم هایش آسمان بی انتها خلاصه شود...



شهادت مظلومانه حضرت باقر العلوم عليه السلام بر وجود مقدس يوسف فاطمه سلام الله عليه و آله و سلم تسليت باد.امشب بيت ولايت در سكوت و غربت به سوگ محمد بن علي (ع) مينشيند امشب آسمان مدينه بر غم جانگداز فرزند علي (ع) ميگريد. امشب ناله از خانهاي به آسمان ميرود كه صاحبخانه از سويي ثمرهي حسين (ع) است و از سوي ديگر وارث حسن است، امام باقر (ع) از مادري حسني زاده شد و پدري حسيني...

سلطان *امام رضاعلیه السلام با نام سلطان بر قلب ها حکومت می کنند و به زائر خویش سلطنت و قدرت می بخشند.
شمس
الشموس *ای شمس الشموس گاه از شدت ظهورت حضورت را فراموش می کنیم تو به
یادمان آر که اگر راه روشن است و پای ما در راه،همه از فیض تابش وجود توست.
غریب
الغربا *حضرت در پرتو نام غریب الغربایی خویش انسان را عجیب و غریب می
کنند، یعنی فوق تصور به او توانایی و علم و حکمت عطا می کنند.

نگاهي به "مقام علمي امام رضا عليه السلام ومناظرات ايشان"به بهانه ميلاد هشتمين خورشيد تابناك امام ولايت :امام هشتم(ع)، چونان نياكان وارسته اش، از مقام علمى والايى برخوردار بود، تا آن جا كه وىرا«عالم آل محمد(ص)» لقب دادهاند.اباصلت از محمدبن اسحاق بن موسى بن جعفر(ع) نقل كرده است:"امام موسى بن جعفر(ع)، به فرزندانش مى فرمود، برادرتان، على بن موسى، داناى خاندان پيامبر(ص) است. نيازها و پرسش هاى دينى خود را از وى فرا گيريد و آنچه را به شما تعليم داد، به خاطر بسپاريد، چه اين كه بارها پدرم امام صادق(ع) به من فرمود: داناى خاندان پيامبر(ص) در نسل توست و اى كاش من او را درك كرده و مىديدم."....