نگاهي به «مقام علمي امام رضا عليه السلام ومناظرات ايشان» "رضا دانايي"
نگاهي به "مقام علمي امام رضا عليه السلام ومناظرات ايشان"به بهانه ميلاد هشتمين خورشيد تابناك امام ولايت :
امام هشتم(ع)، چونان نياكان وارسته اش، از مقام علمى والايى برخوردار بود، تا آن جا كه وىرا«عالم آل محمد(ص)» لقب دادهاند.
اباصلت از محمدبن اسحاق بن موسى بن جعفر(ع) نقل كرده است:
«امام موسى بن جعفر(ع)، به فرزندانش مى فرمود، برادرتان، على بن موسى، داناى خاندان پيامبر(ص) است. نيازها و پرسش هاى دينى خود را از وى فرا گيريد و آنچه را به شما تعليم داد، به خاطر بسپاريد، چه اين كه بارها پدرم امام صادق(ع) به من فرمود: داناى خاندان پيامبر(ص) در نسل توست و اى كاش من او را درك كرده و مىديدم.»
با توجّه به اين كه در ميان ائمه، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) مجال بيشترى براى تشكيل محافل علمى و نشر علوم اهل بيت پيدا كردند، و با اين حال امام رضا(ع) كه در اين زمينه مجال كمترى يافت عنوان «عالم آل محمد» را دريافت كرده است، مى توان اين گمان را درست دانست كه مناظرات و مباحثات علمى و اعتقادى آن حضرت از چنان اهميت و امتيازى برخوردار بوده است كه به عنوان عالم خاندان رسالت شناخته شود.
دوراني که امام رضا(ع) در آن مي زيست عصر شکوفايي علم و سرازير شدن علوم مختلف ملل سرزمين ها و تداخل فرهنگي مردمان آن روزگار بود. در اين زمان پيشرفت علوم باعث پيدايش افکار و عقائد انحرافي و مشرب هاي فکري گوناگون کلامي و فلسفي شده بود که همين امر چالشي جدي دربرابر عقائد و آموزه ه اي ناب اسلامي و شيعي به شمار مي رفت. امام رضا(ع) با درک اين خطرات و تهديدها از فرصت پيش آمده نهايت بهره برداري رابه عمل آورد و به روشنگري هاي فراوان در زمينه تبيين عقائد اسلامي و نماياندن راه مستقيم الهي اقدام نمودکه درمجال حاضر به گوشه هايي ازآنها پرداخته شده است.اينک با هم آن راازنظر مي گذرانيم .
مناظرات امام(ع)
دستگاه خلافت عباسى، با اهدافى خاص، از انديشمندان مذاهب و فرقه هاى گوناگون، دعوت مىكرد و آنان را رو در روى امام(ع) قرار مى داد. با مطالعه در شخصيت، روحيات و افكار مامون،آشكار مى شود كه او از تشكيل چنين جلسات و همايش هايى، اهدافى سياسى را دنبال مىكرد، هر چند شخصاً به مباحثات علمى علاقه مند بود، ولى مامون به عنوان خليفه، شخصى نبود كه بخواهد با اينگونه مباحثات و مناظرات، عظمت و حقانيت خاندان پيامبر(ص) را به نمايش بگذارد و شخصيتى را كه مورد توجّه انقلابيون آل على(ع) بود، در جامعه مطرح كند و علم و شكوه و شايستگى و برترى آنان را به ديگران بنماياند، بلكه در پس اين تلاش ها، اهدافى سياسى داشت و چه بسا بى ميل نبود كه در اين نشست ها، براى يك بار هم كه شده، امام از پاسخگويى به پرسش ها عاجز بماند!
به هر حال، عليرغم اهدافى كه مأمون دنبال مى كرد، نتايج آن جلسات مايه شكوه و عظمت امام و بهره علمى و اعتقادى شيعه شد.
عبدالسلام هروى كه در بيشتر نشست ها و مناظرات حضور داشته است، مى گويد:
هيچ كسى را از حضرت رضا(ع) داناتر نديدم و هيچ دانشمندى آن حضرت(ع) را نديده، مگر اين كه به علم برتر او گواهى داده است. در محافل و مجالس كه گروهى از دانشوران و فقيهان و دانايان اديان مختلف حضور داشتند بر تمامى آنان غلبه يافت، تا آنجا كه آنان به ضعف علمى خود و برترى امام(ع) اذعان و اعتراف داشتند.
ابراهيم بن عباس، گواه ديگرى از حاضران و ناظران اين گونه جلسات بوده و مى گويد:
حضرت رضا(ع) هيچ مساله اى را بدون پاسخ نمى گذاشت. در علم و دانش كسى را داناتر از او سراغ ندارم. آنچه مامون مطرح مىساخت پاسخ كامل آن را دريافت مىكرد و آنچه حضرت(ع) مى فرمود، مستند به قرآن بود.
خود آن گرامى در اين زمينه مى فرمود:
«در روضة حرم پيامبر(ص)، مى نشستم و عالمان مدينه هرگاه در مساله اى با مشكل روبرو بودند و از حل آن ناتوان مىماندند، به من رو مىآوردند و پاسخ مىگرفتند.»
آگاهى امام(ع) از اديان و مكاتب
امام هشتم (ع) علاوه بر اين كه براى پرسش هاى مختلف عالمان اديان و مكاتب پاسخى درخور داشت، برمبناى اعتقادى شخص مخاطب نيز سخن مىگفت و استدلال مىكرد و اين مظهر ديگرى از توانمندى علمى امام(ع) بود. امام(ع) با اهل تورات، به توراتشان، با رهروان انجيل، بر مبناى انجيل و با حاملان زبور، به زبور و... سرانجام با هر فرقه و گروهى با مبانى خود آنان سخن گفته، به روش خودشان استدلال مى نمود.
محمدبن حسن نوفلى، از اصحاب حضرت رضا(ع) مى گويد:
هنگامى كه حضرت ثامن الائمه(ع) به مرو گام نهاد، مامون به وزيرش، فضل بن سهل دستور داد، تا چهره هاى سرشناس علمى و رهبران مذاهب و دانشمندان فرقه هاى مختلف را كه در علم مناظره و جدل از ديگران ممتاز بودند، فراخواند و در روزى معين مناظرهاى علمى ترتيب دهد.
فضل، از جاثليق، راس الجالوت، دانشمندان صابئى، هرابذه ، اصحاب زرتشت، رئيس اسقف ها. (لقب دانشمندان يهودى)، - پيروان حضرت يحيى كه برخى از آنان به ستاره پرستى رو آوردند. - بزرگان زرتشتيان (بنابر ديدگاهى، بزرگان و دانشمندان هند كه در آتشكده فارس خدمت مىكردند)، المنجد ماده هرب. قسطاس رومى و گروهى ديگر از متكلمان از جمله دانشمندان رومى كه در علم پزشكى تبحر دارند دعوت كرد و اجلاس مقدماتى تشكيل شد، خليفه نيز در آن حضور يافت و ضمن ابراز خرسندى از تجمع عالمان، گفت: «شما مشهورترين و سرشناسترين چهرههاى اين زمان هستيد. هدف از اين اجلاس آن است كه با اين ميهمان حجازى (امام رضا عليه السلام) وارد بحث و گفت و گو شده، هر كدام به ارائه منطق و برهان خود پردازيد.
حاضران در جلسه، آمادگى خود را براى تامين خواسته هاى خليفه اعلام داشتند و عهد كردند تا تمام توان علمى خود را به نمايش گذارند.
محمد بن حسن نوفلى، روايت كننده حديث مى گويد:
من، در كنار امام بودم كه «ياسر خادم» وارد شد و جهت شركت در جلسه اى كه براى روز بعد مقرر شده بود، دعوت مامون را به امام(ع) ابلاغ كرد.
امام(ع) در پاسخ فرمود:
سلام مرا به او - مامون - برسان و بگو مى دانم مراد تو چيست؟ به خواست خداوند فردا صبح نزد تو خواهم آمد.
بعداز آن كه فرستاده مامون، بيرون رفت، امام فرمود:
نظر تو درباره اين همايش اهل شرك و صاحبان انديشه هاى گوناگون چيست؟
عرض كردم: هدف خليفه آزمودن شماست و اين طرح مزورانه بنايى سست و بى اساس است.
حضرت فرمود: اجلاس را چگونه پيش بينى مى كنى؟
گفتم، اين افراد كه به فراخوان دعوت شده اند، با دانشمندان متفاوتند، زيرا عالمان در برابر دليل و برهان، خاضعند، ولى اينان به اصحاب انكار شهرت دارند و كارشان مغالطه است و زير بار سخن حق نخواهند رفت؛ بهتر آن است كه از ايشان دورى گزينيد.
حضرت رضا (ع)، ضمن تبسمى فرمود: آيا نگران هستى، مبادا دلايل من كافى نباشد؟
عرض كردم، اميدوارم خداوند تو را بر آنها پيروز گرداند.
امام علي بن موسي (ع) فرمود: دوست دارى بدانى كه چه موقع مامون، از كار خود پشيمان خواهد شد؟
گفتم آرى.
فرمود آنگاه كه بشنود با اهل تورات به توراتشان، با طرفداران انجيل، به انجيل آنان، با زبوريان، به زبورشان، با صابئان به زبان عبرى آنها، با هرابذه و موبدان زرتشتى به پارسى، با روميان به زبان رومى و با هر يك از صاحبان انديشه ها و مكاتب با زبان خودشان، استدلال كرده و به بحث و گفت وگو نشينم. زمانى كه هر گروه را به بن بست رساندم تا آن كه دلايل خود را باطل بيند و لب فرو بسته، تسليم سخن من شود، مامون خواهد فهميد كه به آنچه پنداشته و در انديشه داشته است، دست نخواهد يافت.
و همين گونه نيز شد كه آن اجلاس به سرافكندگى دانشمندان شركت كننده و پشيمانى خليفه انجاميد.
آگاهى امام(ع) به زبان هاى مختلف
يكى ديگر از مظاهر شخصيت علمى امام رضا(ع) كه شگفتى اطرافيان و شاهدان را همراه داشت، آشنايى كامل حضرت (ع)، به زبان هاى مختلف بود، چنان كه از بخش پيشين نيز آشكار گرديد، امام(ع) در مجامع علمى به هنگام مناظره و يا در نشست هاى معمولى در پاسخگويى به اشخاصى كه از بلاد ديگر، حضور ايشان شرفياب مى شدند، با زبان متداول و رسمى مخاطب با وى به گفتگو مى پرداختند.
اباصلت هروى مى گويد:
«امام رضا(ع)، با مردم به زبان خودشان سخن مى گفت. به خدا سوگند كه او، فصيح ترين مردم و داناترين آنان به هر زبان و فرهنگى بود»
-كان الرضا يكلم الناس بلغاتهم و كان والله افصح الناس واعلمهم بكل لسان و لغة. اباصلت همچنين مىگويد:
عرض كردم اى فرزند رسول خدا، من در شگفتم از اين همه اشراف و تسلط شما به زبان هاى گوناگون!
امام (ع) فرمود:
«من حجت خدا بر مردم هستم. چگونه مى شود، خداوند فردى را حجت بر مردم قرار دهد، ولى او زبان آنان را درك نكند. مگر سخن امير مؤمنان على(ع) به تو نرسيده است كه فرمود:
به ما «فصل الخطاب» داده شده است و آن چيزى جز شناخت زبان ها نيست»
اعتراف مخالفان به برترى علمى امام رضا(ع)
چنان كه پيشتر گذشت، مامون از تشكيل جلسات بحث و گفت و گو، اهدافى را دنبال مى كرد كه از جمله مى توان موارد زير را ياد كرد:
1- سرگرم ساختن مردم و جامعه به مباحثات علمى و تحت الشعاع قراردادن اوضاع سياسى موجود، به ويژه نهضت هايى كه در گوشه و كنار بلاد اسلامى رو به رشد بود.
2-بدست آوردن نوعى وجهه فرهنگى براى حكومت، به ويژه براى خودش كه در مسند زمامدارى قرار داشت
3- جلب نظر امام(ع)، با وانمود ساختن اين نكته كه وى خواهان عظمت خاندان پيامبر(ص) است.
4- محدود ساختن امام(ع) به حركت هاى علمى
5- زمينه سازى براى پيدايش موقعيتى كه در آن هر چند براى يك بار، امام مغلوب ديگران شود
به هر حال در هيچ يك از اين مجالس، مامون به نتيجه دلخواه، دست نيافت و ناگزير به اعتراف و خضوع در برابر عظمت علمى امام(ع) شد. وجود چنين اعترافاتى در تاريخ شايان تامل است.
در جريان يكى از نشست هاى علمى، چون وقت نماز فرا رسيد، امام براى اقامه نماز از مجلس، بيرون شد. مامون به محمدبن جعفر، عموى امام رضا(ع) رو كرد و گفت پسر برادرت را چگونه يافتى؟
پاسخ گفت او عالم و دانشمند است.
مامون گفت:
پسر برادرت از خاندان پيامبر(ص) است؛ خاندانى كه پيامبر(ص) در مورد آنان فرموده است:
آگاه باشيد، نيكان عترت من و شاخه هاى درخت وجود من، در خردسالى، خردمندترين و در بزرگسالى، داناترين مردمند. آنها را تعليم ندهيد، زيرا آنان از شما داناترند. هيچ گاه شما را از دروازه هدايت، بيرون نساخته و در گمراهى وارد نخواهند كرد.
در نقل ديگرى آمده است كه مامون مسائلى چند از امام رضا(ع) پرسيد و آنگاه كه پاسخ همه آنها را بدرستى يافت، چنين گفت:
«خدا مرا بعد از تو زنده ندارد. به خدا سوگند، دانش صحيح، جز نزد خاندان پيامبر(ص) يافت نمىشود و براستى دانش پدرانت را به ارث بردهاى و همه علوم نياكانت در تو گرد آمده است»
گردآوري : رضا دانايي