صداي رضوي

1. پاسخگويی به سووالات و شبهات دینی و انجام مشاوره های اعتقادی، تربیتی، خانوادگی، روانشناسی و ...
2. ارتباط با عالمان دینی به منظور کسب معارف رضوی.....










گو این تن بلاکش من، پر گناه باش


زائر خسته اي كه از راه مي رسی ، درخشش طلايي گنبد در زير باران آفتاب
وي را به جذبه اي شوق انگيز مي كشاند
و قلبشش را از شور و شوق زيارت و حضور در پيشگاه امام لبريز مي سازد.



1) درصراط 2) درميزان 3) هنگام تحويل نامه عمل
پی نوشت:دوستان عزیز سایبری وقتی به حرم میاین ما را هم دعا کنید التماس دعا









سال 1312 ش. بود. ماه محرم به نیمه خود نزدیک می شد. از گرگان به مشهد آمده بودند. همسرش بیماری مالاریا داشت. به محض ورود، او را به مطب دکتر غنی سبزواری برد. چهل روز گذشت. هر نسخه ای که دکتر می نوشت، تهیه می کرد؛ اما بیماری زن شدت پیدا کرد. دیگر طاقت مرد تمام شده بود. یک روز در حضور همسرش به دکتر گفت:

از سوی جانم صدای تپش شوقمندانه ای می آید... در کوچه ی روانم امروز غوغایی برپا شده! انگار کودک دلم باز هم بهانه ی دیدار تو را گرفته است. دستهای دل و جانم را در دست میفشارم و به راه میافتم. رو به سوی تو... سر از پا ناشناخته، راهی رهایی و روشنایی ام. جان و دل، شتابناک و ذوق زده روانه اند و من کودکی را ماننده ام که دست در دست پدر و به دنبال او کشیده میشود! من اما نیز بیقرار و آرزومندم و هوای دیدن تو را دارم...
اندکی بعد، دریچه ی چشمانم به خورشیدی خیره میشود که از زمین دمیده و بر آسمان نور میپاشد!
