غریب الغربایی- معین الضعفایی
غریب الغربایی- معین الضعفایی
تو چون آینه دیدی ریاکاری مأمون
لبت قاری قرآن دلت چشمهای ازخون
غریب الغربایی- معین الضعفایی
تو از دشمن جانت به جز قهر ندیدی
تو آیینهی یک رنگ در این شهرندیدی
غریب الغربایی- معین الضعفایی
ولیعهدی مأمون تو را خون به جگر کرد
تو را با دل خونین مهیّای سفر کرد
غریب الغربایی- معین الضعفایی
نهالی که نشاندی در این باغ، ثمر داد
ولی از شب هجران خبر مرغ سحر داد
غریب الغربایی- معین الضعفایی
در این ظلمت بیداد فروغ بصرت کو؟
جمالِ گل یاسین جوادت، پسرت کو؟
غریب الغربایی- معین الضعفایی
خطاکارم و، محروم از این در، نشدم من
شکستهپرم، آری کبوتر نشدم من
غریب الغربایی- معین الضعفایی
محمد جواد غفورزاده ( شفق ).
تو چون آینه دیدی ریاکاری مأمون
لبت قاری قرآن دلت چشمهای ازخون
غریب الغربایی- معین الضعفایی
تو از دشمن جانت به جز قهر ندیدی
تو آیینهی یک رنگ در این شهرندیدی
غریب الغربایی- معین الضعفایی
ولیعهدی مأمون تو را خون به جگر کرد
تو را با دل خونین مهیّای سفر کرد
غریب الغربایی- معین الضعفایی
نهالی که نشاندی در این باغ، ثمر داد
ولی از شب هجران خبر مرغ سحر داد
غریب الغربایی- معین الضعفایی
در این ظلمت بیداد فروغ بصرت کو؟
جمالِ گل یاسین جوادت، پسرت کو؟
غریب الغربایی- معین الضعفایی
خطاکارم و، محروم از این در، نشدم من
شکستهپرم، آری کبوتر نشدم من
غریب الغربایی- معین الضعفایی
محمد جواد غفورزاده ( شفق ).
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۲ ساعت 22:56 توسط بخشي
|