گنبدت از هر کجای شهر سوسو می کند/دست هر آشفته ای را پیش تو رو می کند/در لباس خادمان مهربانت، آفتاب/صبح ها، صحن حرم را آب و جارو می کند/ماه هر شب کنج بست "شیخ حر عاملی"/یاد معصومیت آن بچه آهو می کند/یاد معصومیت آن بچه آهو ...یاد تو/کوچه های شهر را لبریز "یا هو " می کند/باد، هم مثل نگهبان درت... بدو ورود/غصه را از شانه های خسته، پارو می کند/عطر نابی می وزد از کوچه باغ مرقدت/هر که می آید حرم ... این عطر را بو می کند.