امام رضا جون،خیلی دوست دارم.

اسمت که میاد دلم می لرزه.خیلی وقته ندیدمت، دلم تنگ شده واسه بوی حرمت واسه صدای نقاره خونت واسه اون ایوون طلات.واسه صحنها و ضریح با صفات، نماز جماعتهای تو حرمت.

دلم واسه کبوترای حرمت هم تنگ شده که خوش ذوق ترین کبوترای دنیان.

دلم تنگ شده واسه اینکه خیره بشم به گنبدت و باهات یواش یواش حرف بزنم، باهات بخندم  و گریه کنم.

دلم خیلی تنگه برات خیلی زیاد...