ابوالحسن علي بن موسي (ع) ملقب به « رضا» امام هشتم از ائمه اثني عشري و دهمين معصومين از چهارده معصوم (ع) است. سال تولد آن حضرت را 148 و 153 ق و ماه تولد ايشان را ذي الحجه يا ذي القعده يا ربيع الاول گفته اند.
    کنيه آن حضرت ابوالحسن بوده و چون حضرت امير(ع) نيز مکني به ابوالحسن بوده است حضرت رضا (ع) را ابوالحسن ثاني گفته اند. مشهورترين لقب ايشان «رضا» ست که بنابر روايتي در عيون اخبار الرضا (1/13) علت ملقب بودن آن حضرت به «رضا» اين بوده است که هم دشمنان مخالف و هم دوستان موافق به ولايتعهدي او رضايت دادند و چنين چيزي براي هيچ يک از پدران او دست نداده بود، از اين رو در ميان ايشان تنها او به «رضا» ناميده شد. مادر آن حضرت (ام ولد) به اغلب احتمالات از مردم شمال آفريقا يا مغرب مراکش بوده است.
    شخصيت علمي و اخلاقي آن بزرگوار:
    بيست و چند سال نداشت که در مسجد رسول الله (ص) به فتوا مي نشست. علمش بسيار و رفتارش پيامبر گونه و حلم و رافت و احسانش شامل خاص و عام مي گرديد. کسي را با عمل و سخن خود نمي آزرد، تا حرف مخاطب تمام نمي شد سخنش را قطع نمي کرد. هيچ حاجتمندي را مايوس باز نمي گرداند. در حضور مهمان به پشتي تکيه نمي داد و پاي خود را دراز نمي کرد. هرگز به غلامان و خدمه دشنام نداد و با آنان مي نشست و غذا مي خورد. شب ها کم مي خوابيد و قرآن بسيار مي خواند. شب هاي تاريک در مدينه مي گشت و مستمندان را کمک مي کرد. نظافت را در هر حال رعايت مي کرد و عطر بسيار به کار مي برد. جامه ارزان و خشن مي پوشيد ولي در مجالس و براي ملاقات ها و پذيرايي ها لباس فاخر در بر مي کرد. غذا را اندک مي خورد و سفره اش رنگين نبود. در هر فرصتي مردم مسلمان را به وظايف خود آگاه مي کرد.
    علل تحميلي ولايتعهدي به امام رضا (ع:)
    الف) پس از قتل امين ، برادر مامون، اوضاع عراق و شام سخت آشفته بود و در ميان بني عباس فرد برجسته اي که مورد قبول و رضايت همگان باشد وجود نداشت. در يمن و کوفه و بصره و بغداد و ايران عامه مردم از زمان منصور به بعد آن انتظاري را که از خلافت بني عباس داشتند در نيافتند زيرا مردم تشنه عدل و داد و اسلام واقعي بودند. از اين رو چشم ها و دل ها نگران و منتظر خاندان علي(ع) بودند و اميدها و آرزوهاي خود را به افراد برجسته و متقي اين خاندان بسته بودند. فضل و مامون با مشاهده اوضاع نابسامان شهرهاي مهم و شورش مردم (مانند قيام ابوالسرايا در کوفه و ...) به اين نکته پي برده بودند و مي خواستند با انتخاب فرد برجسته و ممتازي از خاندان علي به وليعهدي رضايت مردم را به خود جلب کنند و پايه هاي خلافت مامون را مستحکم سازند. به همين جهت مامون در سال 200 ق بنا به گفته طبري رجاء بن ابي الضحاک و فرناس خادم (در بعضي از روايات شيعي ياسر خادم) را به مدينه فرستاد تا علي بن موسي بن جعفر(ع) و محمد بن جعفر(عموي حضرت رضا ) را به خراسان ببرند.
    ب) در روايات شيعه آمده است که مامون به حضرت رضا (ع) نوشت تا از راه بصره و اهواز و فارس به خراسان بروند نه از راه کوفه و قم و دليل اين امر را کثرت شيعيان در کوفه و قم ذکر کرده اند زيرا مامون مي ترسيد که شيعيان کوفه و قم به دور آن حضرت جمع شوند. اين مويد آن است که عامل فراخواندن حضرت رضا (ع) به خراسان عاملي سياسي بوده است و مامون مي ترسيده که کثرت شيعيان در کوفه و قم سبب شود که آن حضرت را به خلافت برگزينند و رشته کار به کلي از دست مامون خارج گردد.
    حديث سلسله الذهب:
    مشهور است که به هنگام ورود حضرت رضا (ع) به نيشابور، طالبان علم آن حضرت دورشان جمع شدند و از ايشان خواستند که حديثي بر آنها املاء فرمايد. حضرت حديثي با سند مسلسل از آباء طاهرين خود رسول الله (ص) و جبرئيل از قول خداوند روايت کرد که « کلمه لااله الاالله حصني و من دخل حصني امن من عذابي.» يعني کلمه توحيد (لااله الاالله) حصار و باروي مستحکم من است و هر که به درون حصار من رفت از عذاب من در امان مانده. اين حديث به جهت مسلسل بودن آن از ائمه اطهار (ع) تا حضرت رسول (ص) به سلسله الذهب معروف شده است و در باره اينکه چرا آن حضرت اين حديث را املاء فرمود بايد گفت که آن نوعي دعوت به وحدت کلمه و اتفاق بوده است زيرا اساس و مدخل آن اين کلمه است که معتقدان به خود را از هرگونه تشويش و عذابي در امان مي دارد و مسلمانان بايد با توجه به آن در درون حصار و باروي اسلام از اختلاف کلمه بپرهيزند و مدافع آن حصن در برابر تهاجم خارجي باشند و از دشمني و مخالفت بر سر مسائل فرعي دوري گزينند.
    شرايط پذيرش ولايتعهدي از سوي امام رضا(ع:)
    امام رضا(ع) پس از نيشابور به توس و از آنجا به سرخس و سپس به مرو که اقامتگاه مامون بود، رفت. به روايت عيون اخبار الرضا (2/149) مامون نخست به آن حضرت پيشنهاد کرد که خود، خلافت را قبول کند و چون آن حضرت امتناع کرد و در اين باب مخاطبات زياد ميان ايشان رد و بدل گرديد، سرانجام پس از دو ماه اصرار و امتناع، ناچار ولايتعهدي را پذيرفت به اين شرط که از امر و نهي و حکم و قضا دور باشد و چيزي را تغيير ندهد. علت مقاومت امام اين بود که اوضاع را پيش بيني مي کرد و بر او مسلم بود رجال دولت که عادت به لاابالي گري و دراز دستي عهد هارون الرشيد کرده اند زير بار حق نخواهند رفت و او قادر به انجام قوانين الهي نخواهد بود. مامون پس از آن که آن حضرت، ولايتعهدي را پذيرفت امر کرد تا لباس سياه که شعار عباسيان بود ترک شود و درباريان و فرماندهان و سپاهيان و بني هاشم، همه لباس سبز که شعار علويان بود بپوشند. خود نيز جامه سبز پوشيد و نام امام را زينت بخش درهم و دينار نمود و مقرر داشت که در همه بلاد اسلام بر منابر خطبه به نام امام خوانده شود و اين به روايت طبري روز سه شنبه دوم رمضان سال 201 ق بود.
    عوامل موثر در شهادت حضرت رضا(ع:)
    چنان که اشاره شد ظاهرا فضل بن سهل در ولايتعهدي حضرت رضا(ع) موثر بوده است اما گويا پس از انتخاب آن حضرت به ولايتعهدي وقايعي روي داده است که منجر به مخالفت فضل با حضرت رضا(ع) شده است؛
    - نارضايتي خاندان بني عباس در بغداد از انتخاب امام رضا (ع) به ولايتعهدي و دشمني با فضل بن سهل و مامون بخاطر اين انتخاب.
    - تاثير شخصيت کلامي امام رضا (ع) در دوران ولايتعهدي و شهرت آن حضرت که باعث حسادت حاکم وقت يعني مامون مي شد.
    - حرکت هاي پيامبر گونه امام رضا(ع) همچون نماز عيد فطر سال 202 و ...

منبع:روزنامه رسالت