جرائم و آفات زبان
از جمله مباحث مهم و قابل توجه، بحث جرائم و آفات زبان است. بيش از آنكه نعمت بيان و زبان مفيد و ارزشمند است، جرائم و آفات آن زيانبار و ناپسند است. بايد گفت همانگونه كه هيچ عبادتي نزد خداوند برتر از سخن حق نيست، هيچ گناهي نيز بالاتر از سخن باطل نميباشد.
نعمت بيان در شمار مهمترين نعمتهاي الهي است كه به انسان داده شده است. حكما و فلاسفه، نطق را مظهر تفكر و تعقل دانستهاند. آنان سخن گفتن را فصل مميز انسان از حيوان ميدانند، حال آنكه نطق از صفات ويژه انسان نيست؛ زيرا بسياري از حيوانات تا حدّي از اين نعمت برخوردارند و به وسيلة اصوات خاصّي، مقاصد خود را ابراز ميدارند. قرآن نيز براي طيور و بعضي از حيوانات، منطق و گفتار قائل است: «و ورث سليمان داود و قال يا ايهاالناس علمنا منطق الطير و اوتينا من كل شيء ان هذا لهوالفضل المبين»)و سليمان وارث ملك داود گشت و به مردم گفت: اي مردم! ما را زبان مرغان آموخته واز هرگونه نعمت برخوردار كردهاند، كه اين فضيلت آشكاري است.)
مورچگان نيز داراي نطق هستند: «حتي اذاأتوْا علي واد النمل قالت نمله يا ايها النمل ادخلوا مساكنكم لايحطمنكم سليمان و جنوده وهم لا يشعرون» (لشكريان سليمان تا به سرزمين مورچگان رسيدند، مورچهاي گفت: اي مورچگان! به لانههاي خود برويد، مبادا سليمان و سپاهش ندانسته شما را پايمال كنند.) در روز قيامت حتي اعضاء و جوارح به اعمال خودشان شهادت ميدهند و در پاسخ صاحبانشان ميگويند: «... انطقنا الله الذي انطق كل شيء» (همان خدايي كه هرموجودي را به نطق درآورده ما را گويا ساخته است)...
نكته: خداوند متعال، پس از تعليم قرآن و آفرينش انسان، تعليم بيان را گوشزد ميكند و ميفرمايد: «الرحمن، علم القرآن، خلق الانسان، علمه البيان» (خداوند رحمان، قرآن را آموخت، انسان را آفريد و به او بيان را تعليم داد.) پس معلوم ميشود كه نعمت بيان، پس از تعليم قرآن و آفرينش انسان، بالاترين نعمتهاست. از اينرو، شايسته است كه انسان قدر اين نعمت را بداند و خداوند را سپاس گويد، هرچند كه نعمتهاي خداوند متعال بسيار است و انسان قادر به شكر همة آنها نيست... «و ان تعدوا نعمة الله لا تحصوها...» (اگر نعمتهاي خدا را بشماريد، هرگز حساب آن نتوانيد كرد) ...
سخن، بهترين عبادت و زشتترين معصيت:
زبان داراي دو بُعد مثبت و منفي است و نميتوان گفت چون زبان، نعمت عظماي الهي است، پس بايد هرچه بيشتر از آن استفاده كرد و بدون حساب، هر سخني را بر زبان جاري ساخت. اصولاً يكي از نشانههاي انسان عاقل، آن است كه بيجا سخن نميگويد. زبان گوياي ميزان عقل آدمي است؛ چنانكه اميرالمؤمنين(ع) ميفرمايد: «تكلموا، تعرفوا فان المرء مخبوء تحت لسانه» (سخن بگوييد تا شناخته شويد، چرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است.) به قول شاعر:
«تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد»
انسان عاقل اول فكر ميكند، آنگاه سخن ميگويد. اميرمؤمنان(ع) ميفرمايد: «لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه» (زبان عاقل در پشت قلب او جاي دارد و قلب احمق پشت زبان اوست.)
خلاصه آنكه انسان بايد هنگام سخن گفتن تأمل كند و بيهوده سخن نگويد، چرا كه اگر در گفتار، زمام اختيار را از كف دهد، عواقب سوء و زيانباري به دنبال خواهد داشت. سعدي ميگويد:
«اول انديشه، وانگهي گفتار پاي بست آمدهست، پس ديوار»
بسيارند كساني كه از سخن گفتن نادم و پشيمانند، اما به خاطر سكوت، هيچگاه اظهار ندامت نميكنند. لقمان حكيم به فرزندش فرمود: «يا بني قد ندمت علي الكلام و لم اندم علي السكوت»)فرزند عزيزم! چه بسا كه من در اثر گفتار، پشيمان شدهام، اما به خاطر سكوت، افسوس نخوردهام.)
در برخي از روايات آمده كه سكوت و خاموشي از سخن گفتن بهتر است:
1. رسول خدا (ص) فرمود:«نجاه المؤمن في حفظ لسانه» (نجات مؤمن در حفظ زبان اوست) «من صمت نجي» (آن كس كه سكوت كند، نجات مييابد).
2. امام صادق (ع) فرمود: «قال لقمان لابنه يا بني! ان كنت زعمت ان الكلام من فضه فأن السكوت من ذهب» (لقمان به فرزندش گفت: فرزند عزيزم! اگر گمان ميكني سخن گفتن از نقره است، به درستي كه سكوت از طلاست).
3. شخصي خدمت رسول خدا (ص) رسيد و گفت: «درباره اسلام (و دستورهاي آن) مطالبي بفرماييد كه بدان عمل كنم و نيازي نباشد كه از ديگران در اينباره بپرسم». پيامبراكرم (ص) فرمود: «بگو به خدا ايمان آوردم و در اين راه استوار باش» ديگر بار پرسيد:« از چه چيز خود را حفظ كنم؟» پيامبر(ص) به زبان خود اشاره كرد، يعني از زبانت بترس و آن را نگاه دار.
فوايد خاموشي: 1ـ سكوت، كليد هرگونه راحتي و آسايش دنيا و آخرت. 2ـ موجب رضا و خشنودي خدا. 3ـ وسيلة محفوظ ماندن از خطاها و لغزشها. 4ـ براي جاهل پرده و ساتر (پوشش)، و براي عالم زينت. 5ـ وسيله درك حلاوت و لذت عبادت و مناجات با پروردگار. 6ـ سبب زياد شدن تدبر و تعقل و مروت و مردانگي و...
نكته قابل توجه: البته بايد به اين توجه داشت كه هدف اصلي از احاديث سكوت اين نيست كه انسان بايد زبان به سخن نگشايد و حتي در مورد احقاق حق خود و ديگران، سكوت اختيار كند؛ بلكه مقصود، جلوگيري از هرزهگويي و آفات كلام است. بديهي است كه اگر روايات را اينگونه تفسير كنيم كه در مقابل مفاسد و مظالم وكارهاي منكر سكوت كنيم و امر به معروف و نهي از منكر نكنيم؛ اين خلاف شرع مقدس اسلام است. در اين گونه موارد، اسلام دستور ميدهد كه مهر سكوت را بشكنيد و فرياد برآوريد و مردم را نيز عليه فساد و ستم برانگيزانيد، چرا كه:
«اگر بيني كه نابينا و چاه است اگر خاموش بنشيني، گناه است»
در حقيقت، كساني كه در اينگونه موارد، سكوت ميكنند؛ اصل مسلم قرآني - امر به معروف و نهي از منكر - را ناديده انگاشتهاند. پيامبراكرم (ص) فرمود:«خداي عزّوجلّ دشمن دارد بندة ضعيفي را كه دين ندارد.» سؤال شد: «مؤمن ضعيفي كه دين ندارد كيست؟» فرمود: «آن كس كه نهي از منكر نميكند.» لقمان حكيم به فرزندش سفارش ميكند «...و امر بالمعروف و انه عن المنكر...» (دستور بده به معروف ـ نيكي و خير ـ و نهي كن از بدي و زشتي)
در حديثي از امام رضا (ع) فرموده است «از نشانههاي دانايي سه چيز است: بردباري، دانش، خاموشي.» به راستي صُمت و سكوت، دري از درهاي حكمت است. صُمت وسكوت، محبتها را جلب ميكند و آن راهنماي تمام نيكيهاست. سكوت مطلق را «صُمت» نميگويند، «صُمت» به سكوت معنادار و كنترلشده اطلاق ميشود، نه به سكوت بيمورد. آري، انسان بايد نعمت زبان را در جهت خير رساندن به ديگران و شكر نعم الهي تربيت كند.
... «عسي ربي أن يهديني سواء السّبيل»
(اميد است كه خداوند مرا به راه مستقيم هدايت نمايد.) (قصص: 22)
پينوشتها:
1. نمل: 16.
2. نمل: 18.
3. فصّلت: 31.
4 رحمن: 1 تا 4.
5. ابراهيم (ع) نحل: 18.
6. نهج البلاغه، صبحي صالح، حكمت 392، نهج البلاغه، فيض الاسلام، حكمت 384.
7. نهج البلاغه، صبحي صالح،ص 476، شماره 40
8. گلستان سعدي، ص 12.
9. المحاسن والمساوي بيهقي، ج 1، ص 166.
10. اصول كافي، ج 2، ص 114، باب الصمت و حفظ اللسان، حديث 9.
11. الحقائق في محاسن الأخلاق، چاپ اسلاميه، سال 1378 ق، ص 65.
12. اصول كافي، ج 2، ص 114 شعر معروف گر سخن نقره است خاموشي طلاست، از اينجا گرفته شده.
13. محجهالبيضاء، ج 5، ص 192.
14. مصباح الشريعه، باب 27. كلام امام صادق (ع)
15. وسائل الشيعه، ج 11، ص 397.
16. لقمان، 17.
17. تحف العقول، ص 332.
نعمت بيان در شمار مهمترين نعمتهاي الهي است كه به انسان داده شده است. حكما و فلاسفه، نطق را مظهر تفكر و تعقل دانستهاند. آنان سخن گفتن را فصل مميز انسان از حيوان ميدانند، حال آنكه نطق از صفات ويژه انسان نيست؛ زيرا بسياري از حيوانات تا حدّي از اين نعمت برخوردارند و به وسيلة اصوات خاصّي، مقاصد خود را ابراز ميدارند. قرآن نيز براي طيور و بعضي از حيوانات، منطق و گفتار قائل است: «و ورث سليمان داود و قال يا ايهاالناس علمنا منطق الطير و اوتينا من كل شيء ان هذا لهوالفضل المبين»)و سليمان وارث ملك داود گشت و به مردم گفت: اي مردم! ما را زبان مرغان آموخته واز هرگونه نعمت برخوردار كردهاند، كه اين فضيلت آشكاري است.)
مورچگان نيز داراي نطق هستند: «حتي اذاأتوْا علي واد النمل قالت نمله يا ايها النمل ادخلوا مساكنكم لايحطمنكم سليمان و جنوده وهم لا يشعرون» (لشكريان سليمان تا به سرزمين مورچگان رسيدند، مورچهاي گفت: اي مورچگان! به لانههاي خود برويد، مبادا سليمان و سپاهش ندانسته شما را پايمال كنند.) در روز قيامت حتي اعضاء و جوارح به اعمال خودشان شهادت ميدهند و در پاسخ صاحبانشان ميگويند: «... انطقنا الله الذي انطق كل شيء» (همان خدايي كه هرموجودي را به نطق درآورده ما را گويا ساخته است)...
نكته: خداوند متعال، پس از تعليم قرآن و آفرينش انسان، تعليم بيان را گوشزد ميكند و ميفرمايد: «الرحمن، علم القرآن، خلق الانسان، علمه البيان» (خداوند رحمان، قرآن را آموخت، انسان را آفريد و به او بيان را تعليم داد.) پس معلوم ميشود كه نعمت بيان، پس از تعليم قرآن و آفرينش انسان، بالاترين نعمتهاست. از اينرو، شايسته است كه انسان قدر اين نعمت را بداند و خداوند را سپاس گويد، هرچند كه نعمتهاي خداوند متعال بسيار است و انسان قادر به شكر همة آنها نيست... «و ان تعدوا نعمة الله لا تحصوها...» (اگر نعمتهاي خدا را بشماريد، هرگز حساب آن نتوانيد كرد) ...
سخن، بهترين عبادت و زشتترين معصيت:
زبان داراي دو بُعد مثبت و منفي است و نميتوان گفت چون زبان، نعمت عظماي الهي است، پس بايد هرچه بيشتر از آن استفاده كرد و بدون حساب، هر سخني را بر زبان جاري ساخت. اصولاً يكي از نشانههاي انسان عاقل، آن است كه بيجا سخن نميگويد. زبان گوياي ميزان عقل آدمي است؛ چنانكه اميرالمؤمنين(ع) ميفرمايد: «تكلموا، تعرفوا فان المرء مخبوء تحت لسانه» (سخن بگوييد تا شناخته شويد، چرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است.) به قول شاعر:
«تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد»
انسان عاقل اول فكر ميكند، آنگاه سخن ميگويد. اميرمؤمنان(ع) ميفرمايد: «لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه» (زبان عاقل در پشت قلب او جاي دارد و قلب احمق پشت زبان اوست.)
خلاصه آنكه انسان بايد هنگام سخن گفتن تأمل كند و بيهوده سخن نگويد، چرا كه اگر در گفتار، زمام اختيار را از كف دهد، عواقب سوء و زيانباري به دنبال خواهد داشت. سعدي ميگويد:
«اول انديشه، وانگهي گفتار پاي بست آمدهست، پس ديوار»
بسيارند كساني كه از سخن گفتن نادم و پشيمانند، اما به خاطر سكوت، هيچگاه اظهار ندامت نميكنند. لقمان حكيم به فرزندش فرمود: «يا بني قد ندمت علي الكلام و لم اندم علي السكوت»)فرزند عزيزم! چه بسا كه من در اثر گفتار، پشيمان شدهام، اما به خاطر سكوت، افسوس نخوردهام.)
در برخي از روايات آمده كه سكوت و خاموشي از سخن گفتن بهتر است:
1. رسول خدا (ص) فرمود:«نجاه المؤمن في حفظ لسانه» (نجات مؤمن در حفظ زبان اوست) «من صمت نجي» (آن كس كه سكوت كند، نجات مييابد).
2. امام صادق (ع) فرمود: «قال لقمان لابنه يا بني! ان كنت زعمت ان الكلام من فضه فأن السكوت من ذهب» (لقمان به فرزندش گفت: فرزند عزيزم! اگر گمان ميكني سخن گفتن از نقره است، به درستي كه سكوت از طلاست).
3. شخصي خدمت رسول خدا (ص) رسيد و گفت: «درباره اسلام (و دستورهاي آن) مطالبي بفرماييد كه بدان عمل كنم و نيازي نباشد كه از ديگران در اينباره بپرسم». پيامبراكرم (ص) فرمود: «بگو به خدا ايمان آوردم و در اين راه استوار باش» ديگر بار پرسيد:« از چه چيز خود را حفظ كنم؟» پيامبر(ص) به زبان خود اشاره كرد، يعني از زبانت بترس و آن را نگاه دار.
فوايد خاموشي: 1ـ سكوت، كليد هرگونه راحتي و آسايش دنيا و آخرت. 2ـ موجب رضا و خشنودي خدا. 3ـ وسيلة محفوظ ماندن از خطاها و لغزشها. 4ـ براي جاهل پرده و ساتر (پوشش)، و براي عالم زينت. 5ـ وسيله درك حلاوت و لذت عبادت و مناجات با پروردگار. 6ـ سبب زياد شدن تدبر و تعقل و مروت و مردانگي و...
نكته قابل توجه: البته بايد به اين توجه داشت كه هدف اصلي از احاديث سكوت اين نيست كه انسان بايد زبان به سخن نگشايد و حتي در مورد احقاق حق خود و ديگران، سكوت اختيار كند؛ بلكه مقصود، جلوگيري از هرزهگويي و آفات كلام است. بديهي است كه اگر روايات را اينگونه تفسير كنيم كه در مقابل مفاسد و مظالم وكارهاي منكر سكوت كنيم و امر به معروف و نهي از منكر نكنيم؛ اين خلاف شرع مقدس اسلام است. در اين گونه موارد، اسلام دستور ميدهد كه مهر سكوت را بشكنيد و فرياد برآوريد و مردم را نيز عليه فساد و ستم برانگيزانيد، چرا كه:
«اگر بيني كه نابينا و چاه است اگر خاموش بنشيني، گناه است»
در حقيقت، كساني كه در اينگونه موارد، سكوت ميكنند؛ اصل مسلم قرآني - امر به معروف و نهي از منكر - را ناديده انگاشتهاند. پيامبراكرم (ص) فرمود:«خداي عزّوجلّ دشمن دارد بندة ضعيفي را كه دين ندارد.» سؤال شد: «مؤمن ضعيفي كه دين ندارد كيست؟» فرمود: «آن كس كه نهي از منكر نميكند.» لقمان حكيم به فرزندش سفارش ميكند «...و امر بالمعروف و انه عن المنكر...» (دستور بده به معروف ـ نيكي و خير ـ و نهي كن از بدي و زشتي)
در حديثي از امام رضا (ع) فرموده است «از نشانههاي دانايي سه چيز است: بردباري، دانش، خاموشي.» به راستي صُمت و سكوت، دري از درهاي حكمت است. صُمت وسكوت، محبتها را جلب ميكند و آن راهنماي تمام نيكيهاست. سكوت مطلق را «صُمت» نميگويند، «صُمت» به سكوت معنادار و كنترلشده اطلاق ميشود، نه به سكوت بيمورد. آري، انسان بايد نعمت زبان را در جهت خير رساندن به ديگران و شكر نعم الهي تربيت كند.
... «عسي ربي أن يهديني سواء السّبيل»
(اميد است كه خداوند مرا به راه مستقيم هدايت نمايد.) (قصص: 22)
پينوشتها:
1. نمل: 16.
2. نمل: 18.
3. فصّلت: 31.
4 رحمن: 1 تا 4.
5. ابراهيم (ع) نحل: 18.
6. نهج البلاغه، صبحي صالح، حكمت 392، نهج البلاغه، فيض الاسلام، حكمت 384.
7. نهج البلاغه، صبحي صالح،ص 476، شماره 40
8. گلستان سعدي، ص 12.
9. المحاسن والمساوي بيهقي، ج 1، ص 166.
10. اصول كافي، ج 2، ص 114، باب الصمت و حفظ اللسان، حديث 9.
11. الحقائق في محاسن الأخلاق، چاپ اسلاميه، سال 1378 ق، ص 65.
12. اصول كافي، ج 2، ص 114 شعر معروف گر سخن نقره است خاموشي طلاست، از اينجا گرفته شده.
13. محجهالبيضاء، ج 5، ص 192.
14. مصباح الشريعه، باب 27. كلام امام صادق (ع)
15. وسائل الشيعه، ج 11، ص 397.
16. لقمان، 17.
17. تحف العقول، ص 332.
+ نوشته شده در سه شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 7:39 توسط بخشي
|