شب قدر، شکوه بندگي انسان
از آسمان - شايد - نباريد اما زمين دريا شد، هم به برکت اشک هايي که
تجسم زلال ترين باران بودند و روان ترين چشمه و هم به حضور مردمي که آمده
بودند، دريا را در شکلي متفاوت فراديد فرشتگان بگذارند. آمده بودند تا کتاب
بندگي را امضا کنند.
* اينان هر کدام خود يک کتاب دعا بودند. دعاي مستجاب هم کم نداشتند لااقل لبانشان هر شبانه روز مخصوصا در شب هاي قدر صلوات را بسيار تجربه کرده بودند.* شب احيا، فقط شب بيداري نبود، بلکه بيداردلي هم بود و زن و مرد و پير و جوان آمده بودند تا در رفراندوم عبوديت به عشق، آري بگويند، حتي کودکان و نوزادان هم انگار براي سرايش آري به خداوند آمده بودند...
* حرم بود و احرام بستگان عشق، که دريا شدند، جاري شدند و پرشکوه ترين «رفراندوم» بندگي را شکل دادند، صحن ها صف حاضران بود و خيابان ها نيز هم. همه جا شده بود عرصه قدر تنهايي عشق که به نام علي(ع) پرشکوه تر مي شد.
منبع:روزنامه خراسان
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 6:9 توسط بخشي
|