توصيه امام رضا(ع) به استفاده از شعر در عزاي حسيني
در روايات آمده است كه امام رضا(ع) در ماه محرم مجلس عزاداري ترتيب داده و از شاعران متعهد دعوت ميكردند با حضور در اين مجالس اشعار خود را در مصايب جد گرامياش حضرت سيدالشهدا(ع) قرائت كنند و در غير اين صورت، آن حضرت خود به ذكر مصيبت پرداخته و ضمن گريستن بر اين فاجعه عظما، ديگران را نيز ميگرياندند.
مرثيه دعبل براي امام حسين (ع)
دعبل بن علي بن رزين از قبيله مشهور «خزاعه» بود. او شاعري شجاع و توانا و دلباخته خاندان پاك رسالت بوده كه در دشوارترين روزگار شعر خود را در خدمت بيان حقايق و دفاع از آلا... قرار داد، چنانكه علامه حلي درباره او گفته است: «دعبل در ميان عالمان و متفكران شيعي به كمال ايمان و علو منزلت و بزرگي شأن اشتهار يافته است.» (خلاصه الاقوال في معرفه الرجال- ص 70)
پس از اينكه حضرت امام رضا(ع) به امر مأمون از مدينه به خراسان آمد و ولايتعهدي مأمون را پذيرفت، دعبل به همراهي ابراهيم بن عباس صولي (شاعر نامدار شيعي) عازم زيارت آن حضرت گرديد. هر دو شاعر در «مرو» نزد او بار يافتند و دعبل قصيده «تاييه» را در حضور آن حضرت قرائت كرد كه بسيار مورد توجه امام (ع) قرار گرفت وايشان را گريان ساخت. امام (ع) ده هزار درهم و جبهاي از جامههاي شخصي خود را به او بخشيد. (دانشنامه شعر عاشورايي - ج 2- ص 100)
ابوالفرج اصفهاني در كتاب «الاغاني» به ذكر يكي از مجالس مرثيه سرايي كه در پيشگاه حضرت امام رضا(ع) برگزار شده و دعبل خزاعي نيز در آن افتخار حضور و شعرخواني داشته پرداخته و چنين آورده است: «خدمت سرورم امام رضا(ع) رسيدم، ديدم آن حضرت به همراه يارانش غمگين و اندوهناك نشسته است، هنگامي كه مشاهده فرمود مرا كه به سمت ايشان ميآمدم، فرمود: مرحبا به دعبل. آفرين بر كسي كه با دست و زبان خود ما را ياري ميرساند. آنگاه آن حضرت من را در كنار خود نشانده و فرمود: اي دعبل! از تو ميخواهم شعر بسرايي، به جهت آنكه اين روزها براي اهل بيت، روزهاي غم و اندوه است و براي دشمنان ما، بخصوص بنياميه روزهاي شادي و سرور ميباشد.
اي دعبل! هر كس بر مصيبت جد من حسين(ع) اشك بيفشاند، البته خداوند گناهانش را مورد عفو قرار خواهد داد.
سپس آن حضرت امر فرمود تا بين ما و اهل حرم پردهاي برافراشتند و فرمودند كه در پس پردهها بنشينند و بر عزا و مصيبت جد خود گريه و ناله سردهند و به من نيز امر فرمودند، اي دعبل! بر حسين (ع) مرثيهاي بخوان. مادامي كه تو زندهاي، ياور و مدح كننده ما هستي، پس تا جايي كه ميتواني از ياري ما دريغ نكن. در اين حال من به گريه افتادم و اشعاري در رثاي خاندان نبوت و ماجراي عاشورا قرائت كردم. (الاغاني- ج 20- ص 148)
يكي از مشهورترين اشعار دعبل قصيده تاييه است كه ياقوت حموي آن را از بهترين نوع شعر و بلندترين نمونه مدايح برميشمارد كه درباره دودمان پيامبر اكرم(ص) سروده شده و بر حضرت علي بن موسي الرضا(ع) عرضه شده است.
(معجم الادبا- ج 4- ص 196)
اين قصيده را «مدارس آيات» نيز نام نهادهاند و سبب آن بيتي است كه شاعر در آن چنين سروده است و در برخي منابع بيت مطلع ذكر شده است:
خانههاي اهل بيت، مدارس آيات الهي و منزلگاه وحي است كه بيكس مانند بيابانهاي خشك و خالي مانده است. (عيون اخبارالرضا- ج 2- ص 318)
در روايت است كه دعبل اشعار دردآلود خويش را با صداي بلند ميخواند و امام رضا(ع) بشدت ميگريست تا اينكه به اين بيت رسيد:
حق ايشان (عترت) را در دستهاي خائنان ديگر مشاهده ميكنم در حالي كه به تاراج ميرود و بين غاصبان بيگانه تقسيم ميشود، در صورتي كه دست اين مظلومان از حق خود تهي مانده است.
امام رضا(ع) در اينجا به سخن درآمد و فرمود: راست گفتي اي خزاعي. دعبل همچنان شعر خود را ادامه داد و به فرازهاي عاشورايي ديگري رسيد:
سرهاي خاندان پيامبر بريده و خون آلود است و گلههاي آل زياد آسوده ميچرند. حرمت حريم پيامبر(ص) دريده و اهل حرمش به اسارت درآمده و آل زياد حجلههاي سرور ميآرايند.
فغان و درد، هنگامي كه خون بنيهاشم به ناحق ريخته ميشود، در حالي كه دستهاي آنان تهي از حربه و بسته است.
در اين هنگام امام رضا(ع) در حالي كه كف دو دستش را ميچرخانيد و زير و رو ميكرد، فرمود: آري چنين است، براستي كه دستهاي ما بسته است! (عيون اخبار الرضا- ج 2- ص 650)
دعبل باز هم ادامه داد:
اي ديدگان اشكبار! در اندوه آن عزيزان اشك ببار كه اكنون هنگام آن است در اين ماتم جانكاه سيلاب اشك را روانه كني. همواره در طول زندگي از هراس دشمنان اهل بيت نياسودهام، اما اميد من اين است كه پس از مرگ در سايه شفاعت اهل بيت(ع) از عذاب در امان باشيم.
در اين حالت امام رضا(ع) رو به دعبل فرمود: خداوند تو را از فزع اكبر كه قيامت است در امان دارد.
(عيون اخبار الرضا- ج 2- ص 650)