فضيلت زيارت آن حضرت بيش از آن است كه به شمار آيد،و ما در اينجا تنها به ذكر چند خبر تبرّك مى‏جوييم،و بيشتر آن را از«تحفة الزائر»نقل مى‏كنيم.اول:از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله روايت شده:زود باشد كه پاره‏اى از تن من،در زمين خراسان‏ مدفون شود،هيچ مؤمنى او را زيارت نكند،مگر آنكه حق تعالى بهشت را براى او واجب كند و بدنش را بر آتش دوزخ حرام‏ سازد،و در حديث معتبر ديگرى فرمود:پاره‏اى از بدن من در خراسان مدفون خواهد شد،هر غمناكى او را زيارت كند،البته‏ حق تعالى اندوهش را برطرف كند،و هر گناهكارى او را زيارت نمايد،البته گناهانش را بيامرزد.دوم:به سند معتبر روايت‏ حج پذيرفته باشد.راوى بعيد دانست و گفت:هفتاد حجّ پذيرفته؟!حضرت فرمود:آرى هفتاد هزار حج،گفت:هفتاد هزار حجّ؟!فرمود:چه بسا حجّى كه پذيرفته نباشد،هركه آن حضرت را زيارت كند يا يك شب نزد آن حضرت بيتوته كند چنان باشد كه خدا را در عرش زيارت كرده باشد،گفت:چنان‏كه خدا را در عرش زيارت كرده باشد؟فرمود:آرى چون روز قيامت‏ شود،چهار نفر از پيشينيان و چهار نفر از پسينيان بر عرش الهى خواهند بود،اما پيشينيان،نوح و ابراهيم و موسى و عيسى عليهم السّلام هستند و اما پسينيان،محمّد و على و حسن و حسين عليهم السّلام‏اند،آنگاه ريسمانى در پاى عرش مى‏كشند،پس زيارت‏كنندگان قبور امامان با ما مى‏نشينند و به تحقيق زيارت‏كنندگان قبر فرزندم على،درجه ايشان از همه بالاتر و عطايشان از همه بيشتر خواهد بود.سوم:از حضرت رضا عليه السّلام‏ روايت شده:در خراسان بقعه‏اى است،كه زمانى بر آن خواهد آمد،كه محل رفت وآمد ملائكه شود پس پيوسته گروههايى از ملائكه‏ از آسمان فرود خواهند آمد و گروههايى بالا خواهند رفت تا در صور بدمند،پرسيدند:يابن رسول اللّه كدام بقعه است؟فرمود:آن بقعه در زمين طوس است و آن و اللّه باغى است از باغهاى بهشت،هركه مرا در آن بقعه زيارت كند،چنان است كه رسول‏ خدا صلى اللّه عليه و آله را زيارت كرده و حق تعالى براى او به سبب آن زيارت،ثواب هزار حجّ پسنديده و هزار عمره پذيرفته بنويسد و من و پدرانم در روز قيامت شفيع او باشيم.چهارم:به چندين سند صحيح از ابن ابى نصر نقل شده كه گفت:نامه امام رضا عليه السّلام را خواندم‏ در آن نوشته شده بود:به شيعيان من برسانيد،كه زيارت من نزد خدا برابر است با هزار حج،پس من اين حديث را خدمت‏ حضرت جواد عليه السّلام عرض كردم،فرمود:آرى و اللّه هزار حج است،براى كسى‏كه آن حضرت را زيارت كند و حق او را بشناسد.پنجم:به دو سند معتبر روايت شده:حضرت رضا عليه السّلام فرمود:هركه مرا با اين دورى بارگاه زيارت كند،من در سه‏ موطن روز قيامت نزد او آيم تا او را از اهوال آنها خلاصى بخشم:نخست وقتى كه نامه‏هاى نيكوكاران در دست راست ايشان و نامه‏هاب بدكاران در دست چپ ايشان پرواز كند و ديگر نز صراط و سوم نزد ترازوى اعمال.ششم:در حديث معتبر ديگرى فرمود زود باشد كه بر اثر ظلم و ستم با زهر به قتل برسم و كنار هارون الرشيد به خاك سپرده شوم و خدا تربت مرا محلّ تردّد شيعيان و دوستان من گرداند پس هركه مرا در اين غربت زيارت كند،براى او واجب ميشود،كه من او را در روز قيامت زيارت كنم و سوگند مى‏خورم،به خدايى كه‏ محمّد صلى اللّه عليه و آله را به پيامبرى گرامى داشته و او را بر تمام حلايق برگزيده،كه هركه از شما شيعيان نزد قبر من دو ركعت بجا آورد،البته از جانب‏ خداى عالميان در روز قيامت آمرزش گناهان را مستحقّ شود و به حق آن خدايى كه ما بعد از محمّد صلى اللّه عليه و آله به امامت گرامى داشته،و به‏ وصيّت آن حضرت مخصوص گردانيد،سوگند ياد مى‏كنم كه زيارت‏كنندگان قبر من در روز قيامت بر خدا گرامى‏تر از هر گروه ديگرى هستند و هر مؤمنى كه مرا زيارت كند و بر روى او قطره‏اى از باران برسد،البته حق تعالى جسم او را بر آتش دوزخ حرام گرداند.هفتم:به سند معتبر روايت شده:محمّ بن سليمان از حضرت جواد عليه السّلام پرسيد:شخصى به عنوان حج تمتع،حج واجب خود را انجام داد و پس از آن‏ به مدينه رفت و حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله را زيارت نمود،آنگاه به نجف رفت و پدرتان امير مؤمنان عليه السّلام را زيات كرد،درحالى‏كه حق او را مى‏شناخت و مى‏دانست كه او حجت خدا بر خلق و باب اللّه است كه از آن باب بايد به خدا رسيد،بر آن حضرت سلام كرد و به كربلا رفت و حضرت امام حسين عليه السّلام را زيارت كرد.سپس به بغداد رفت و حضرت امام موسى كاظم عليه السّلام را زيارت كرد و پس از اين‏ زيارتها به شهر خود بازگشت،د راين وقت خدا آن‏قد رمال به او روزى كرد كه مى‏تواند به حج برود،براى اين مرد كه حج واجب خود را انجام داده كدام يك از اين دو عمل بهتر است،آيا برگردد و دوباره حج كند،يا به خراسان رفته و پدرتان حضرت رضا عليه السّلام‏ را زيارت كند؟فرمود:بلكه برود بر پدرم سلام كند كه اين افضل است و بايد كه در ماه رجب باشد و در اين زمان انجام ندهيد،كه بر ما و شما از خليفه زمان خوف رسوا ساختن و عيب‏جويى است.هشتم:شيخ صدوق در كتاب من لا يحضره الفقيه از حضرت امام جواد عليه السّلام‏ روايت كرده:در ميان دو كوه طوس قطعه‏اى از زمين است كه از بهشت برداشته شده،هركه وارد آن شود در روز قيامت از آتشى ايمنى‏ يابد.نهم:و نيز از آن حضرت روايت كرده:من از جانب حق تعالى بهشت را ضمانت مى‏كنم براى هركه قبر پدرم را در طوس زيارت‏ كند،درحالى‏كه عارف به حق آن حضرت باشد.دهم:شيخ صدوق در كتاب عيون اخبار الرّضا روايت كرده:مردى از نيكان، حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله را در خواب ديد،خدمت آن حضرت عرضه داشت:يا رسول اللّه از فرزندانت كدام يك را زيارت كنم؟فرمود بعضى از فرزندان من زهر نوشيده و برخى كشته شده پيش من آمدند.گفتم:با پراكنده شدن مشاهد ايشان كداميك از آنان را زيارت كنم؟ فرمود:آن را كه به تو نزديكتر است زيارت كن.يعنى آن را كه محل تو به بارگاهش نزديك‏تر است و او را در زمين غربت به خاك سپرده‏اند، گفتم:يا رسول اللّه از اين فرمايش«رضا»را قصد كرديد،فرمود:بگو صلى اللّه عليه بگو:صلى اللّه عليه بگو:صلى اللّه عليه،اين جمله را سه بار فرمود.مؤلّف گويد:در كتاب«وسائل»و«مستدرك»فصول و ابوابى ذكر شده در مورد استحباب تبرّك به مشهد امام رضا و مشاهد امامان عليهم السّلام و استحباب اختيار زيارت امام رضا بر زيارت امام حسين عليهما السّلام و بر زيارت ديگر امامان عليهم السّلام و بر حجّ مستحب و عمره مستحب‏ و چون اين كتاب گنجايش بسط مطلب را ندارد،ما به همين چند روايت كه عشره كامله است اكتفا كرديد.

منبع:سایتhttp://www.erfan.ir