...سلام سلطان توس..."حمید رضا پدیدار"
سلامی دیگر به نشان این که همه سلام هایت جان تشنه را سیراب می کند،دیده را روشنایی می بخشد، بالهای ناتوان را توان پریدن باز می دهد و درد غربت و دورافتادگی را آرام می سازد.این حکایت همیشگی دیدار توست...
این حکایت «زیارت» و رمز و راز «دیدار» است، دیدار با امامی که او را هماره زنده و همیشه امام می دانیم، پاسخ او را -اگر که گوش جان را توان شنیدن باشد- می شنویم ...
و مرهم درد خویش را در لقای او می یابیم. زیارت نماد بیعت ماندگار و پیمان استوار امام و امت است و در این بیعت تفاوتی نیست که دست در کف پرمیمنت رسول خدا(ص) نهاده باشی ،در صف سپاهیان صفین ایستاده باشی، دل در اندوه تلخ سکوت حسنی نهاده باشی ،در گرمای نیمروز نینوا و برای یاری امام و پیروزمندانه ترین پیکار دست از جان خویش شسته باشی ،جان را در برابر تابش آفتاب زندگی ساز معنویت سجاد(ع) نهاده باشی ،در مکتب باقر(ع) درس شیعه بودنی راستین را آموخته باشی ،در مدرسه فراگستر صادق(ع) بر توشه دانش خویش افزوده باشی، در پس دیدارهای ستم نهاد زندانهای هارونی برای دیدار با پیکر امامی که بر دوش مزدبگیران خلافت بیرون می آید لحظه شمرده باشی، ... ویا آرام آرام ... با دلی آکنده از عشق ... و با دستانی شسته از هر چه ریا و تظاهر...
به سوی آستانه هشتمین امام گام برداشته و دستی به ادب بر سینه و یا دستی دیگر بر پنجره ضریح او نهاده باشی .همه یکی است؛همه بیعت است،همه امام شناسی است، و همه به جای گزاردن شرط خداشناسی است که شناخت خدا بی شناخت امام و باور داشتن خدا بدون باور داشتن امام ناشدنی است.چنین است که زیارت معنا می یابد و چنین است که زیارت حقیقت خویش را آشکار می سازد و سحر معنویت خود را برجای می گذارد.
اگر با چنین باورداشتی به زیارت هشتمین امام(ع) روی کنی، شایسته آن وعده ای که پیامبر فرمود: «خدای بهشت را برای زائر فرزندم واجب کند و پیکر او بر دوزخ حرام سازد.» اگر با چنین نگاهی به دیدار امام غریب روی آن بشارت خویش را فراروی داری که: «خداوند گناهان زائر او را بیامرزد.»
اگر زیارت را با چنین روحی به جای آوری، سزامند شفاعت او در آن سرای شوی که او خود فرمود: «هر که از اولیای مرا زیارت کند و حق مرا بشناسد در قیامت برای او شفاعت می کنم.» و اگر زیارت حرم را به عشق ساکن آن خانه به دور از هر ریا و تظاهر انجام دهی، تو را سزد که دل در این وعده آن امام گشاده دست و پراز سخاوت نهی که فرمود: «هر که مرا در این خانه زیارت کند، روز قیامت در سه جای او را فریاد رسم و از سختی و وحشت برهانم: «آن هنگام که نامه های عمل را از این سو به آن سو می برند، آن هنگام که باید بر صراط بگذرند،و آن هنگام که ترازوی عدالت را برپا دارند.»چنین وعده ای هیچ ناباوری و پرسش انگیزی ندارد؛ چه اگر به حقیقت زیارت او را به جای گزاری یک دیدار، سحری جاویدان بر جای نهد و یک درود بدرود با هر بدی و نافرمانی شود؛ و اگر چنین نمی یابیم نه در صحت آن روایت و آن وعده خدشه است، بلکه در تحقق مفهوم «زیارت» تردید است. زیارت حضور در حرم است، نه حضور پیکر، که حضور روان و ناگزیر حضور تن نیز به همراهش.بیایید... همه ناپاکیها از تن و جان بزداییم،... تن به جامه سفید طهارت و توبه بیاراییم،... وضوی معرفت گیریم،... عطر خوش بیعت با امام بر سر و صورت جان ریزیم... با اراده و گامهای استوار به سوی درگاه او پیش رویم... و آنجا پس از یک دیدار افسون او شویم... و آنگاه جان در آن جای نهیم و سپس با دستانی پر، و برای دادن فرصت بیعت به دیگران،....
تن شسته و افسون شده را به بیرون کشانیم.
که این حقیقت دیدار محبوب است....
منبع:قدس آنلاین