برایم رفتن سخت است

انگار پایی برای رفتن ندارم

دل را گره زده‌ام

مگر می‌شود بی دل رفت

جلوی این چشمان تمنا گر را مگر می‌‌‌‌شودگرفت

در این خانه پر محبت را زده ام، راه ام داده اند

حالا چطور از صاحب خانه دل بکنم

من هنوز باور ندارم که کسی مثل من اجازه ورود گرفته است

کاش می‌شد فریاد بزنم

گریه کنم …

کاش می‌شد !

کاش می‌شد به عالم بگویم

مولای من در آخرین تپش قلب فریاد میزنم

ای شمس الشموس ، انیس النفوس

علی ابن الموسی الرضا

اذن دخول حرم نزدیک است

باب الجواد آقا طلب قیام می‌کند

سمت سمت حریم توست ، سمت حریم رضوی

نقاره ها بزنید و ای شیپور ها بدمید

آقای مهربانی رأفت آمدیم تا عطر تو گیریم

حرم حرم حرم … آمدم