نامه ای به امام رضا(علیه السلام)" مریم بناءزاده ـ اهواز"
آقاجون سلام. امیدوارم بتونم خیلی زود سلام جدت پیامبر (ص) را به شما برسانم. همانطور که آگاهی، چندی پیش مهمان جد بزرگوارت بودم و توفیق زیارت خونه خدا نصیبم شد. امام جون آنجا خیلی یادت کردم، مخصوصاً هنگامیکه بارگاه جدت رو از توی خیابون دیدم و همگی همراهان صلوات فرستادیم. من خیلی تعجب کردم و گفتم فکر نمیکردم گنبد خضراء این قدر کوچیک باشه! این حسم بود که به زبون آوردم اما با خودم گفتم فعلاً قضاوت نکنم. آقاجون فردای اون روز که برای اولین بار و خواندن نماز صبح به زیارت مسجد النبی (ص) رفتم، حس خیلی زيبا و جالبی رو تجربه کردم، اما فضا فضای خاصی بود، برخورد مأموران حرم برای ما شیعیان خیلی سنگین بود ...
بعد از نماز اجازه زیارت قبر پیامبر (ص) داده نشد و برای زیارت بقیع به راه افتادیم (همراه گروه). از صحن مسجد النبی(ص) که گذشتیم پنجرههای بلندی از جنس سیمان و آهن منطقهای رو محصور میکرد. درب بزرگی نیز بود. یکی از همراهان گفت این مکان، بقیع است. توی قبرستان بقیع ورود خانمها ممنوع است. آقایون به طرف درب بزرگی حرکت کردند. ما نیز جلو یکی از پنجرهها ایستادیم. من به یکی از خانمها که بار دومش بود زیارت میاومد گفتم، قبور بزرگان و امامان ما کجا هستند که با انگشت اشاره کرد و گفت صد متر به طرف چپ اونجا. گفتم کجا. یکی دیگه گفت همونجا که یک دسته کبوتر جمع شده. تازه اون لحظه متوجه کبوترها شدم. وای چقدر کبوتر صدای بالهاشون و پرهای جدا شده از بالها با خاکهای سطح قبرستان به هوا برمیخاست. کبوتر حرم شما کجا و کبوتر حرم ...
سرم رو توی پنجره بردم و بغضم ترکید. قبور با تکه سنگی خیلی ساده و معمولی ... همانطور که همگی خانمها چسبیده به پنجره گریه میکردیم. هنگامي كه صدای فریادها و ضجهها بلند شد مأموري به زبان عربی گفت: لا اجتماع، لااجتماع... سرم رو به طرف صدا برگرداندم. سربازان عربستانی پشت سرمان بودند و همان جمله را تکرار میکردند تا متفرق شدیم.
توی مسیر که به هتل میرفتیم، آقاجون! همش جلو نظرم بودی. با اون گنبد طلایی قشنگ. آقا اینها چرا اینجوری با ما رفتار میکردند. چقدرعجیب بود حتی اجازه ندادند از پشت حصارها از توی خیابون قبر عزیزان دینمون رو زیارت کنیم. اونجا معنی دشمنی و غربت رو فهمیدم.
سالها پسوند نام و اسم مبارک شما غریب بوده (امام رضای غریب). آقا قربون غریبی و مظلومیت شما! کجا شما غریبی، شما توی دل ما شیعیان جا داری. صاحب خونه تکتک ما ایرانیان هستید. گفتم دشمنی؛ آقاجون! هنوز بعد از هزار و چهارصد و ... سال بردن نام امام علی (ع) توی اون شهر و کشور جرم بود ... آقاجون اونجا تصمیم گرفتم که دعای اولم وقتی کعبه رو برای اولین بار میبینم ظهور امام زمان (عج) باشه انشاءا.../به امید دیدار پنجرههای حرمت آقاجون
منبع:قدس آنلاین