شاخه هاي گل بر فراز آمده اند و دل ها تمناي نياز را در لحظه لحظه هاي اين وصال زمزمه مي کنند. حالا تنها چند گام با ورودي حرم آقا فاصله است که صداي ذاکر با اين نوا طنين انداز مي شود: يا علي موسي الرضا(ع)... مولاعلي موسي الرضا(ع) ... و تنها چند ثانيه کافيست تا تمام جمعيت ذاکر شوند و تمناي دل هايشان را در نواي يا رضا(ع) نمايان کنند... و بعد باز هم ذاکر مي خواند: اين خانه را در مي زنم... دل بر تو دلبر مي زنم... گفتي به تو سر مي زنم... من هم مکرر مي زنم... و باز هم جمعيت ذاکر مي شود. به اين لحظه ها که مي رسي اگر آسمان صورت اين زائران حالا ذاکر شده را به جست وجو بنگري، دردانه هاي اشک را مي يابي که گوهرگونه از چشمه چشم ها جاري مي شوند و بر آسمان گونه ها مي تراوند. تماشاي گنبد و گلدسته طلايي آقا از منظر چشم هاي باراني و از ميان شاخه هاي گل بر فراز آمده حتماً حال و هوايي دارد که تو تا نباشي اين جا نمي تواني تجربه اش کني؛ حال و هوايي که شور و شکوه و عشق را به ترکيب مي خواند و شوق را به ظهور مي رساند... جمعيتي که فقط به عشق تبريک ميلاد آقايشان از جاي جاي شهر به ميدان شهدا آمده  بودند و با در دست داشتن شاخه هاي گل سفيد و سرخ و صورتي مسير را تا حرم آقا پياده پيموده بودند، حالا به چند قدمي حريم نور رسيده اند؛ حريمي که ملائک اين روزها براي زيارتش صف کشيده اند و تمام انسان هاي روشن ضمير اين پهنه خاکي نيز در اين لحظه ها به آرزوي زائر شدنش هستند.

منبع:روزنامه خراسان