خورشيد ولايت

اى شه توس كه سرچشمه الطاف خدایى جان ما باد فدایت كه ولینعمت مایى
از آن زمان كه تو در نيشابور، سر از كجاوه برون آوردى و به كرشمهاي، آتش شوق بر جگر سوخته خلايق عاشق زدى و صلاى توحيد سر دادى و آن را مأمن و پناهگاه محكم و خدشه ناپذير خواندي، راز ورود به اين قلعه را فاش كردي كه تويي. از آن زمان، ما خورشيد ولايت تو را در سرزمين قلبهاي خويش هميشه در كار طلوع يافتيم و حيات را بى حضور تو در سرزمين خويش ناممكن فهميديم. عشق ما به اين خاك، تنها از اين روست كه تو در آن آرميدهاى و پيوند ناگسستنى دل ما به اين فضاى ملكوتى از اين جهت، كه تو در آن تنفس ميكنى و رايحه شوقآفرين تو در آن ميپيچد.
+ نوشته شده در شنبه ۸ مهر ۱۳۹۱ ساعت 19:10 توسط بخشي
|