حرم مطهرتان گلستانی است که باز هم دیروز با شاخه‌های گل، با شاخه‌های رنگ به رنگ گل توسط خادمانتان گلباران شد.حرم نورانی شما خود گلستانی است که قرنهاست عطرش آدمهای زیادی را از همه جای این کره خاکی مجذوب و عاشق کرده است و خاصیت این گلستان عاشق کردن آدمهاست.
چگونه می‌توان سپاسگزار گلستانی بود که فراوان به او مدیونیم؟ با این کلمات حقیر! یا با شاخه‌ها و دسته‌های گل و یا با حرفهایی که از ته دل می‌جوشد؟ یا هیچکدام از اینها؟ اما چه باید کرد، باید به گونه‌ای نشان داد که عاشقیم و گاه عاشق ارادت خود را به محبوب خود با شاخه‌ای گل هم می‌تواند ابراز کند هر چند در برابر بزرگی محبوب هزاران شاخه گل هیچ باشد، هیچ.
آقای ما شما بزرگی مطلقید و ما در برابر شما هیچیم تنها و تنها عاشقانی با دلبستگیهای بزرگ و می‌دانیم شما خواهید پذیرفت این عرض ارادت را از خادمانت، هر چند کوچک است و ناچیز.
دیروز به سوی شما آمدیم با شاخه های گل در دست، چونان رودخانه‌هایی که در سر، هوای آبی دریا را دارد، هوای رسیدن به دریا بیتابشان می‌کند و چه حس خوبی دارد به سوی شما قدم بر داشتن و در دست شاخه‌های گل داشتن .

متن:‌ عباسعلی سپاهی یونسی

منبع:روزنامه قدس