اي آبروي آسمان و زمين که همه منظومه‏ ها گرد گنبد طلايي تو در طوافند! دلهاي شب زده ما را به نور ايمان شکوفا کن و با حرف و حديث‏ خلوت خدا آشنا!
 
 اي بالانشين که دريچه‏ هاي آسمان به سمت رواقهاي بارگاه تو باز مي‏شود! تشنه شفاعت ‏خويش را پياله رضايتي ببخش و در سايه زيارت خواني‏ اش رضايش کن!

 اي تمناي روشن آسمان! کمتر از آهوي بي‏ پناه نيستم، مرا هم ضمانت کن! به سرا پرده خويشت‏ بخوانم و هم صحبت کبوتران آستانه‏ ات کن!

 اي غريب نواز! زخمهاي بي‏ شماره ‏ام به دستهاي نوازش تو محتاج است . اي تکيه گاه هشتمين که دقيقه ‏ها با آهنگ نقاره خانه تو کوک مي‏شوند! بي‏ پناه خويش را درياب.