ای خورشید خراسان بتاب، که از تابیدنت دلمان روشن شود. دلم را به پنجره ات، آقا ببین گره زدم، مولا نذار دست خالی از در خانه ات بروم. تو را قسم می دهم به وفای کفترای حرمت، همان کفترایی که هر روز دور حرمت می چرخند و بال هایشان را به گنبدت می چسبانند، منم می خواهم کفتری باشم که تو من وهوا کنی.
+ نوشته شده در جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 22:40 توسط بخشي
|
درود بر تواى هشتمين سپيده - اگر از سايه ساران درود مى پذيرى- باران نيز به اِزاى تو پاك نيست. و بر ما درود - اگر فاصله خويشتن تا تو را ، تنها بتوانيم ديد- اى آفتاب، ما آن سوى ذرّه مانده ايم!
(قابل توجه کاربران گرامی : این وبلاگ زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد .)