گلدسته‌ات کهکشانی است

که سیاهی شب را تکذیب می‌کند

پیرامون تو

همه‌چیز بوی ملکوت می‌دهد

کاشی‌های ایوانت

و این سوال همیشه

که چگونه می‌توان آسمان‌ها را در مربعی کوچک خلاصه کرد

پنجره فولاد

التماس‌های گره‌خورده با آن

و بغض‌هایی که پیش‌پای تو باز می‌شوند.