اهداف مأمون از تشكيل مناظرات پس از تحميل ولايت عهدي توسط مأمون تشكيل گرديد و از اكابر دانشمندان و علماء زمان ، اعم از مسلمان و غير مسلمان براي حضور در اين جلسات دعوت مي شد .
بدون شك پوشش ظاهري اين مناظرات اثبات و تبيين مقام والاي امام هشتم عليه اسلام در رشته هاي علوم مختلف و معارف قرآني بود؛ اما اينكه هدف و يا اهداف پشت پرده مأمون از اين كار چه بوده ، احتمالات و اقوالي بيان شده است كه برخي از آنها از اين قرار است:
1. گروهي بر اين باورند كه هدف مأمون جز اين نبودكه به پندار خويش مقام امام عليه اسلام را در انتظار مردم مخصوصاً ايرانيان پايين آورد و مردم گمان كنند كه حضرت رضا عليه اسلام تنها به مسائل ساده قرآني يا حديثي آشناست و از فنون و علوم ديگر بي بهره است؛ چنان كه خود مأمون به سليمان مروزي، عالم مشهور علم كلام، بعد از اينكه دستور داد با حضرت رضاعليه السلام مناظره كند ، گفت :(( هدف من چيزي جز اين نيست كه راه را بر او ببندي ؛ چرا كه مي دانم تو در علم و مناظره توانا هستي.))[1]
و اباصلت نيز در اين باره مي گويد :((از آنجا كه امام در ميان مردم به علت فضائل و كمالات معنوي خود محبوبيت روز افزون مي يافت ، مأمون بر آن شد كه علماء كلام را از هر نقطه كشور فرا خواند تا در مباحثه ، امام را عاجز كنند و بدين وسيله ، مقامش از نظر دانشمندان پايين بيايد و عامه مردم نيز پي به كمبود هايش ببرند ؛ ولي امام عليه السلام دشمنان خود ، از يهودي ، مسيحي، زردشتي، بر همن، صبائي، منكر خدا و.... همه رادر بحث محكوم كرد.))[2]
2. ممكن است هدف مأمون اين بوده كه مي خواسته مقام والاي امام هشتم عليه االسلام را تنها در بعد علمي منحصر كند و تدريجاً از مسائل سياسي كنار بزند و چنين نشان دهد كه امام مردي عالم و پناهگاه امت اسلامي در مسائل علمي است ، نه در مسائل سياسي و به اين ترتيب ، شعار تفكيك دين از سياست را عملي كند.
3. مناظرات پوششي بوده است براي سرگرمي مردم و پوشيده ماندن نقاط ضعف حكومت مأمون .
4. انگيزه ديگر مأمون اين بوده كه به عنوان يك زمامدار عالم در جامعه اسلامي معرفي شود و مردم عشق او را به علم و دانش ، آن هم در محيط ايران و اسلام آن روز باور كنند و از اين طريق ، گروهي را جذب دستگاه خود سازد.[3]
به هر حال ، مناظرات با هر انگيزه كه تشكيل مي شد، نتوانست مأمون را به اهداف خود برساندو برعكس، هر بار نتيجه به سود حضرت رضا و اهل بيت عليه السلام تمام مي شد.
تنوع مناظرات
مناظرات حضرت رضاعليه السلام فراوان و متنوع است كه بخش مهمي از اين مناظرات را شيخ صدوق در كتاب ((عيون اخبار الرضا عليه السلام)) و مرحوم علامه مجلسي در جلد 49 ((بحار الانوار )) و مرحوم طبرسي در جلد دوم ((احتجاج)) نقل كرده اند. همچنين در كتاب ((مسند الامام ارضا عليه السلام)) جلد 2 نيز آمده است. اهم اين مناظرات ازاين قرار است:
1. مناظره با جاثليق پيشواي بزرگ مسيحيان در زمان حضرت رضا عليه السلام؛
2. مناظره با رأس الجالوت پيشواي يهوديان در آن زمان؛
3. مناظره با هربز اكبر پيشواي زردشتيان ؛
4. مناظره با عمران صابئي مدافع مذهب صائبين كه خود را پيرو حضرت يحيي عليه السلام مي دانند؛
5. مناظره با سليمان مروزي مشهورترين عالم علم كلام در خطه خراسان؛
6. مناظره با علي بن محمد بن جُهم ناصبي؛
7. مناظره با ارباب مذاهب مختلف در بصره؛
8. مناظره با جمعي از علماء و خود مأمون .[4]
تك تك مناظرات حضرت داري محتواي عميق و عالي است و از نظر فن مناظره و طرز ورود و خروج در بحثها پر بار و راهگشا و آموزنده است. در اين مقال، فقط به آن سخنان و آن بخش از مناظرات آن حضرت اشاره مي كنيم كه به نوعي از اهل بيت عليه السلام دفاع و حقانيت آنها به اثبات رسيده است .
1. مناظره با جاثليق
بخش اصلي و مهم اين مناظره ، مربوط به اثبات نبوت پيامبر اكرم، حضرت محمد صلي الله عليه و آله مي باشد، در قسمتي از آن مي خوانيم :
((جاثليق گفت :آري ، مي پذيرم كه يوحنا از مسيح عليه السلام نقل كرده است و بشارت به نبوت مردي و نيز بشارت به اهل بيت ووصيش داده است ؛ اما نگفته است اين چه زماني واقع مي شود و اين گروه را براي مانام برده است.
حضرت فرمود: اگر ما كسي را بياوريم كه انجيل را بخواند و آياتي از آن را كه نام محمدعليه السلام و اهل بيتش و امتش در آنهاست ، براي تو تلاوت كند، آيا ايمان به او مي آوري ؟)) جاثليق گفت : بسيار خوب .
حضرت به نسطاس رو  مي فرمود: آيا سِفر سوم انجيل را حفظ داري؟ گفت :بلي ، حفظ دارم . سپس حضرت به رأس الجالوت (بزرگ يهوديان) رو كرد و فرمود : آيا تو هم انجيل مي خواني ؟ گفت آري ، به جانم سوگند! فرمود: سفر سوم را برگير !اگر در آن ذكري از محمد و اهل بيتش بود، به نفع من شهادت بده و اگر نه ، شهادت نده ! سپس امام عليه السلام سِفْر سوم را قرائت كرد تا به نام پيامبر صلي الله عليه و آله رسيد . آن گاه متوقف شد و رو به جاثليق كرد و فرمود : اي نصراني ! تو را به حق مسيح ومادرش مي خوانم ، آيا قبول داري كه من از انجيل با خبرم؟ جاثليق گفت: آري . پس حضرت نام پيامبر و اهل بيت عليهم السلام  و امتش را براي او تلاوت كرد و سپس فرمود : اي نصراني ! چه مي گويي؟ ... جاثليق : من آنچه را كه وجود آن در انجيل براي من روشن شده است ، انكار نمي كنم و به ؟آن اعتراف دارم))[5]
در جملات فوق ، به خوبي حضرت رضا عليه السلام در كنار اثبات حقانيت نبوت پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله ، امامت و وصايت امامان و اهل بيت عصمت عليهم السلام را نيز به اثبات رسانده است.
2. مناظره با يحيي بن ضحاك سمرقندي
روزي مأمون گروهي از فقهاء و متكلمان را جمع كرد تا با امام رضا عليه السلام مناظره  كنند. حضرت فرمود: شما يك نفر از بين خود انتخاب كنيد و هر چه او گفت ، شما ملتزم باشيد ! همه رضايت دادند كه يحيي بن ضحاك  سمرقندي كه مانند او در خراسان نبود، انتخاب شود... آن گاه حضرت رو كرد به مأمون و فرمود : يحيي بايد از پيشوايان خود براي من خبر دهد ؛ آيا آنها نسبت به خودشان دروغ گفتند يا راست گفتند؟
پس اگر اعتقاد او اين است كه آنها نسبتهاي دروغ به خود داده اند ، كذاب هستند و در نتيجه ، لياقت امامت[و خلافت]را ندارند و اگر عقيده اش اين است كه آنها هر چه نسبت به خود گفته اند ، راست گفته اند ، پس اوّلي از آنها (ابوبكر) گفت:(( اَقيلُوني وَلِيَّتَكُم وَ لَسْتُ بِخَيْرِكُمْ؛ خلافت را از من پس بگيريد [ و مرا معاف داريد ! ولي و خليفه شما شدم،] در حالي كه بهترين شما نيستم.)) و دومي (عمر)گفت:((كانَتْ بَيْعَةُ اَبِي بَكْرٍ فَلْتَةًوَقَي اللَّهُ شَرَّها فَمَنْ عادَ لِمِثْلِها فَاقْتُلُوهُ؛ بيعت ابي بكر فتنه اي بود كه خدا شرش را حفظ كند .پس اگر كسي دو باره چنان بيعتي انجام دهد ،او را بكشيد !))
... و كسي كه قتلش واجب است،چگونه عهد [و توصيه ] او براي غيرش (انتخاب عمر) پذيرفته مي شود ، در حالي كه خود او گفت : براي من شيطان گمراه كننده‌اي است . پس هر گاه به من مايل شد ، مرا نگه داريد! و اگر خطا كردم ، ارشادم كنيد! )) پس اگر راست مي گويند، يحيي چه جوابي دارد[6]
مناظره با جمعي از علماء عراق و خراسان
گروهي از علماء عراق و خراسان به امر مأمون ، در جلسه‌اي گرد هم آمدند . از امام رضا عليه السلام نيز دعوت به عمل آمد.
برگزيدگي عترت عليهم السلام
وقتي حضرت در آن مجلس حضور يافت، مأمون رو به حاضران در مجلس كرد و گفت : از معناي اين آيه به من خبر دهيد:( ثُمَّ اَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا)؛ [7]
(( سپس اين كتاب را به آن بندگانمان كه آنها را برگزيده بوديم ،به ميراث داديم.))
علماء در جواب گفتند : منظور خداوند ،‌همه امت [اسلامي] است. مأمون رو به امام رضا عليه السلام كرد كه شما [در اين باره] چه مي گويي؟ حضرت فرمود:آن گونه كه علماء گفتند، نمي گويم ، بلكه مي گويم :(( اَرَادَ اللَّهُ‌تَبَارَكَ وَتَعَالَ بِذَلِكَ الْعِتْرَةَ الطَّاهِرَةَ؛ منظور خداي تبارك و تعالي از اين [ كلمه اصطفينا] عترت پاك [ رسول خدا] است.))
مأمون گفت: چگونه منظور خداوند عترت است، نه ما بقي امت؟
حضرت رضا عليه السلام فرمود: اگر خداوند هم امت را قصد كرده بود ، پس همه امت را قصد كرده بود ، پس همه امت بايد در بهشت باشند؛ چون [در ادامه آيه]‌همه را اهل بهشت قرار داده، مي فرمايد : ( جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا)؛ [8]
((بهشت هاي هميشگي كه داخل آن مي شوند.)) [يقيناً همه امت اسلامي اهل بهشت نيستند،] پس وراثت مخصوص عترت پاك است ، نه ديگران .
معصوم بودن عترت عليهم السلام
آن گاه حضرت رضا عليه السلام فرمود: آنان همان كساني هستند كه خداوند در قرآن توصيفشان كرده و فرموده :( اِنَّما يُرِيدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهبِرَكُمْ تَطْهيراَ )[9]
((همانا خداوند مي خواهد كه آلودگي را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند.)) و آنان همان كساني اندكه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: به درستي كه من دو چيز گران بها : كتاب خدا و عترتم (اهل بيتم) را ميان شما به جاي مي گذارم . هيچ گاه از يكديگر جدا نشوند تا اينكه در حوض [كوثر] برمن وارد شوند . ببينيد كه پس از من با آن دو چگونه بر خورد مي كنيد .((يا أَيُّهَا النَّاسُ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ؛[10] اي مردم! به آنان چيزي ياد ندهيد؛ زيرا آنان از شما داناترند.))
مراداز آل كيست؟
در ادامه منظره ، علماء پرسيدند: اي اباالحسن ! آيا ((عترت)) همان((آل)) است يا غير آن؟ حضرت رضاعليه السلام فرمود : آنان همان آل هستند[ نه غير آن] . علماء گفتند: اين رسول خدا صلي الله عليه و آله است كه از او روايت شده كه فرمود : ((اُمَّتِي آلِي ؛ امت من آل من هستند.))
حضرت فرمود:[ هرگز مراد از آل ، امت نمي تواند باشد . دليل آن اين است كه] از شما مي پرسم : آيا صدقه بر آل محمدصلي الله عليه و آله حرام است [ يا نه]؟ گفتند: آري [حرام است].
حضرت فرمود : آيا بر امّت [نيز] حرام است؟ گفتند:نه . حضرت فرمود: اين فرق ميان آل امت است .[لذا نمي شود گفت آل يعني امت. آن گاه فرمود:] واي بر شما به كجا مي رويد![11]
برتري عترت در قرآن حضرت رضا عليه السلام هر چند در محاصره مأمون و دستگاه او قرار داشت ، ولي هر جا فرصت مي يافت ، برتري و حقانيت اهل بيت عليه السلام را از طريق قرآن به اثبات مي رساند تا مخالفان نيز وادار به پذيرش شوند.
در ادامه مناظره پيش گفته مي خوانيم :
مأمون گفت: آيا خداوند عترت را در قرآن بر مردمان ديگر برتري داده است ؟ حضرت رضا عليه السلام فرمود:(( انَّ اللَّهَ الْعَزِيزَ الْجَبَّارَ فَضَّلَ الْعِتْرَةَ عَلَي سَائِرِ النَّاسِ فِي مُحْكَمِ كِتَابِهِ ؛ [بلي] به درستي كه خداوند عزيز و قهار عترت را در آيات محكم كتابش بر ديگر مردمان برتري داده است.)) مأمون گفت: [اين برتري دادن ] در كجاي كتاب خداست؟
حضرت رضا عليه السلام فرمود: در سخن خداي متعال كه فرمود :(إِنَّ اللهَ اصْطَفي آدَمَ وَ نُوحاَ وَ آلَ إِبْراهيمَ وَآلَ‌عِمْرانَ عَلَي الْعالَمينَ ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ‌)[12]
(( به يقين خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر مردم جهان برتري داده است و فرزنداني كه بعضي از آنان از [نسل ] بعضي ديگرند.))[13]
سخن حضرت اشاره به اين است كه عترت همان ذريه و فرزندان برگزيد ابراهيم عليه السلام هستند كه بر ديگران برتري داده  شده اند . و آيات ديگري نيز در برتري اهل بيت عليه السلام آمده است ؛ چنان كه حضرت در ادامه مي فرمايد :
و خداوند در جاي ديگر  فرمود : (اَمْ يَحْسُدُونَ النّاسَ عَلي ما اَتاهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ اِبْراهيمَ الْكِتابَ وَالحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظيماً )؛[14] ((يا اينكه نسبت به مردم (اهل بيت) براي آنچه خدا از فضل خويش به آنان عطا كرده ،رشك مي ورزند . در حقيقت ، ما به خاندان ابراهيم كتاب و حكمت داديم و به آنان مُلكي عظيم بخشيديم .))منظور از (( الناس)) پيامبر اكرم و اهل بيت عليهم السلام مي باشند ؛ چنان كه در تفسير صافي روايات متعددي به اين مضمون نقل شده است .[15]ز مخشري نيز گفته منظور از ((الناس)) پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و مؤمنان است[16] كه البته مؤمنان داراي فضيلت ، همان اهل بيت عليهم السلام هستند. حضرت رضا عليه السلام در ادامه سخنان مي فرمايد:
آن گاه خداوند در قرآن روي سخن را به مؤمنان ديگر باز گردانده ، [ دستور داده است كه از اهل بيت عليهم السلام اطاعت كنند؛لذا] مي فرمايد:( يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اَطيعُوا اللهَ وَاطيعُوا الرَّسُولَ‌وَ اُولِي الْاَمْرِ مِنْكُم )؛ [17](( اي كساني كه ايمان آورده ايد ! خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و صاحب امر از خود را [نيز] اطاعت كنيد!)) مقصود [ از دو آيه پيش گفته ] كساني است كه كتاب [ خدا ] و حكمت را به ارث برده اند (اهل بيت عليهم السلام) و به خاطر اين دو ميراث به آنان رشك و حسد برده مي شود ... و[در آيه دوّم] اطاعت از برگزيدگان منظور است.))[18]
در ذيل آيه فوق ، روايات فراواني وارد شده است كه منظور از صاحبان امر اهل بيت عليهم السلام مي باشند، از جمله امام صادق عليه السلام فرمود:(( اين آيه اَطيعُوا اللهَ) در باره علي بن ابي طالب ، حسن و حسين عليهما السلام وارد شده است . پس گفته شد: مردم مي گويند : چرا خداوند در كتابش (قرآن) نام علي و اهل بيت عليهم السلام را نبرده است ؟  حضرت صادق عليه السلام فرمود : به آنها بگوييد :
خداوند نماز را نازل [ و واجب] فرمود ، ولي [ در قرآن ]‌نفرمود: سه ركعت و يا چهار ركعت بخوانيد تا اينكه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نماز را براي آنها تفسير [و تعداد ركعات را بيان] كرد و [آيه] زكات را بر پيغمبر نازل كرد و نفرمود : از هر چهل درهم ، يك درهم پرداخت كنيد تا اينكه رسول خدا صلي الله عليه وآله براي مردم تفسير كرد . و حج را واجب كرد و نفرمود : هفت بار طواف كنيد تا اينكه رسول خدا صلي الله عليه و آله بيان كرد و همين طور آيه (اَطيعُوا اللهَ وَ‌اَطيعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِي الْاَمْرِ مِنْكُمْ ) در باره علي و حسن و حسين عليهم السلام نازل شد . پس رسول خدا صلي الله عليه وآله در باره علي عليه السلام فرمود: هر كس من مولا و سرپرست او هستم،‌علي مولاي اوست . و فرمود: شما را به كتاب خدا و اهل بيتم سفارش مي كنم ... و قرآن براي تأييد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله آيه تطهير را درباره علي و حسن و حسين و فاطمه عليهم السلام نازل فرمود.))[19]
تفسير اصطفاء در قرآن
علماء در ادامه مناظره پرسيدند : آيا خداي متعال (( اصطفاء )) (برگزيدگي) را در قرآن تفسير فرموده است؟ امام رضا عليه السلام فرمود : برگزيدگي [ و اصطفاء] را به غير از باطن [‌آيات ] در ظاهر[قرآن] در دروازه جا تفسير كرده است:[20]
1. آيه تطهير
(اِنَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً )؛ [21]
((همانا خداوند اراده كرد آلودگي را از شما خاندان [ پيامبر] ببرد و شما را پاك و پاكيزه گرداند)) و اين فضيلت عصمت نشانه انتخاب و مصطفي بودن اهل بيت عليهم السلام مي باشد.
2. آيه مباهله
(فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ اَبْناءَنا وَاَ بْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَنِساءَكُمْ وَاَنْفُسَنا وَاَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ‌ لَعْنَتَ اللهِ عَلَي الْكاذِبينَ )؛[22](( بگو : بياييد، پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و نفوس ما و نفوس شما را دعوت كنيم . آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.))
خداوند در آيه فوق پاكان را از ديگران ممتاز ساخته و به پيامبر دستور داده آنها را براي مباهله بياورد . پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله  علي و حسن و حسين و فاطمه عليهم السلام را آورد و. آنان را همپاي خويش قرار داد . آن گاه حضرت رضا عليه السلام فرمود: (( آيا معناي سخن خدا:(اَنْفُسَنا وَ‌اَنْفُسَكُم ) را ميدانيد ؟ علماء حاضر در مجلس مأمون گفتند: مقصود از آن خود پيامبر صلي الله عليه و آله بوده است . حضرت ابو الحسن عليه السلام فرمود : اشتباه گفتيد . مسلماً تنها علي عليه السلام را قصد كرده است . از چيزهايي كه دلالت بر اين مطلب مي كند، سخن پيامبر است كه در مورد طائفه ((بنُو وليعه)) فرمود : بايد [ به كارهاي زشت خود] پايان دهند و گرنه مردي همچون خودم را به سوي ايشان مي فرستم (علي عليه السلام). و اين امتيازي است كه هيچ كس به آن پيشي نگرفته و برتري اي است كه هيچ بشري به آن راه نيافته و شرافتي است كه هيچ آفريده به آن سبقت نگرفته است؛ چرا كه جان علي عليه السلام را همانند جان خويش قرار داد.)[23]
علماء عامّه از جمله زمخشري به اين مسئله اعتراف دارند كه آيه مباهله قوي ترين دليل بر تري اصحاب كساء عليهم السلام است .[24]
3. بازماندن درِ خانه اهل بيت عليهم السلام به مسجد پيامبر صلي الله عليه و آله
امام چهارم عليه السلام فرمود: پيامبر صلي الله عليه و آله همه مردم را از مسجدش بيرون كرد[ و در خانه هاي آنها را به مسجد بست]، جز عترت [ خويش ] را [ در درب خانه آنها را به سوي مسجد باز گذارد]، به طوري كه مردم زبان به شكايت گشودند و عباس [ عموي پيامبر] شِكوه كرد و گفت : اي رسول خدا! [ در خانه] علي را باقي گذاشتي و [در خانه هاي ديگر را بستي و ] ما را بيرون كردي؟ فرمود : (( من او را باقي نگذاشتم و شما را بيرون نكردم، بلكه خدا او را [ در مسجد] باقي گذاشت و شما را بيرون كرد.))
و اين قضّيه آشكار كننده اين سخن پيامبر صلي الله عليه و آله به علي عليه السلام است كه فرمود:(( منزلت تو نسبت به من همانند منزلت هارون نسبت به موسي است.))
علماء گفتند: اين در كجاي قرآن آمده است؟ حضرت رضا عليه السلام فرمود: در اين مورد ، آيه اي از قرآن را براي شما مي خوانم كه شاهد اين ادعاست و آن اين آيه است:(وَ اَوْحَينا اِلي مُوسي وَاَخيهِ اَنْ تَبَوَّءالِقَوْ مِكُما بِمِصْرَ بُيُوتاً وَ اجْعَلُوابُيُوتَكُم قِبْلَةً)؛[25]
((و به موسي و برادرش وحي كرديم كه شما دو تن، براي قوم خود در مصر خانه هايي ترتيب دهيدو سراهيتان را رو به روي هم قرار دهيد!)) در اين آيه شأن و مقام هارون عليه السلام نسبت به موسي عليه السلام و همچنين شأن و مقام علي عليه السلام نسبت به رسول خدا صلي الله عليه و آله [ با توجه به حديث منزلت بيان شده] است.و همراه اين، دليل آشكار ديگري در سخن رسول خدا صلي الله عليه و آله است كه فرمود :(( همانا اين مسجد براي جنب و حائض حلال نيست، جز بر محمد و آل محمد صلي الله عليه و آله . )) علماء گفتند : اين شرح و بيان جز در نزد شما جماعت خانواده رسول خدا صلي الله عليه و آله يافت نشود. حضرت رضا عليه السلام فرمود : و چه كسي اين [ فضيلت] را براي ما انكار مي كند و حال آنكه رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمود :(( من شهر دانشم و علي درب آن .)) پس هر كه بخواهد وارد شهر دانش شود، بايد از در آن وارد شود...[26]
4. آيه ذور القربي سخن خدا است كه فرمود: ( وَ آتِ‌ ذَا الْقُرْبي حَقَّهُ )؛[27]
(( و حق خويشاوندان را بده !)) اين امتيازي است كه خداي عزيز و قهار ، ايشان را به آن اختصاص داده و آنان را برامّت بر گزيده است . وقتي اين آيه نازل شد، رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: فاطمه را نزد من بخوانيد ! فاطمه عليها السلام را دعوت كردند. آن گاه حضرت فرمود : اي فاطمه ! عرض كرد : لَبَّيْكَ اي رسول خدا! رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمود : به درستي كه فدك با اسب سواران و شتر سواران سپاه [ و خلاصه با جنگ]‌به دست نيامده ، بلكه آن مختص من است ، نه مسلمانان . به خاطر فرمان خداوند آن را براي تو قرار دادم . آن را براي خودت و فرزندانت نگه دار ! [28]
5.آيه مودّت
خداي عزيز فرمود :( قُلْ لااَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ اَجْراً‌اِلاَّ الْمَوَدَّةَ‌ فِي الْقُرْبي )؛ [29] (( بگو: به ازاء آن (رسالت) پاداشي از شما در خواست ندارم ، جز دوستي درباره خويشاوندان [ و اهل بيتم] . )) اين امتياز مختص پيامبر صلي الله عليه وآله و آل اوست ، نه باقي انبياء و آلشان ... خداوند دوستي اهل بيت عليهم السلام را واجب كرد؛ چون مي دانست آنها هيچ گاه از دين سر بر نمي تابند و هيچ گاه به گمراهي باز نمي گردند و [ نكته]‌ديگر اينكه اگر مردي دوستدار مردي باشد ، ولي يكي از خانواده او را دشمن بدارد ، دلش [ در دوستي او] سالم و صاف نخواهد ماند .
پس هر كس به اين دستور عمل كند و با رسول خدا صلي الله عليه وآله و خانواده او دوست باشد ، رسول خدا صلي الله عليه و آله نمي تواند او را دشمن بدارد و هر كس دوستي اهل بيت عليهم السلام را ترك كند و به آن عمل نكند و خانواده پيامبر صلي الله عليه و آله را دشمن بدارد ، بر رسول خدا صلي الله عليه و آله لازم است كه او را دشمن بدارد ؛ چرا كه او واجبي از واجبات خدا را ترك كرده است . ... آن گاه كه اين آيه نازل شد، رسول خدا صلي الله عليه و آله در ميان اصحابش ايستاد و خدا را سپاس گفت و ستود .سپس فرمود : اي مردم ! به راستي خداوند بر شما عملي را واجب كرده است ، آيا به آن عمل مي كنيد ؟ كسي به او پاسخ نداد . روز دوّم در ميان آنان ايستاد و همانند سخن روز قبل را تكرار كرد . كسي به او پاسخ نداد . روز سوم در ميان آنان ايستاد و فرمود : اي اي مردم ! به راستي خداوند عملي را بر شما واجب كرده است ، آيا به آن عمل مي كنيد ؟ كسي پاسخ او را نداد .
سپس فرمود : اي مردم !‌متو.جه باشيد آن [عمل واجب]‌در مورد طلا و نقره و خوردني و پوشيدني [ و خلاصه  درباره  در خواست مال ] نيست . مردم گفتند : پس در اين صورت ، آن را بيان كنيد : پس در اين آيه (پيش گفته) را تلاوت فرمود . [ مردم] گفتند: اگر اين باشد ،آري، عمل مي كنيم . ولي بيشتر آنان وفا نكردند.....[30]
6. آيه صلوات
خداوند مي فرمايد :( اِنَّ اللهَ وَ‌مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَي النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ‌ وَ‌سَاِّمُوا تَسْليما)؛[31] (( خداوندو فرشتگانش بر پيامبر درود مي فرستند . اي كساني كه ايمان آورده ايد ! بر او درود بفرستيد و سلام گوييد و كاملاً تسليم باشيد!))
و سلام و درود كامل آن است كه برآل او نيز سلام و درود فرستاده شود.
...مأمون گفت : اين چيزي است كه در آن هيچ گونه اختلافي نيست، بلكه اتفاق نظر است . آيا در نزد شما در مورد ((آل)) چيزي واضح تر از اين در قرآن وجود دارد؟
7.آيه سلام بر اهل بيت عليهم السلام
ابو الحسن الرضا عليه السلام فرمود: شما رااز سخن خداوند آگاه مي سازم كه فرمود:( يَس وَ‌الْقُرْآنِ الْحَكيمِ اِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلينَ‌عَلي صِرَاطٍ مُسْتَقيمٍ)؛[32]
((يس ، سوگند به قرآن حكمت آموز كه قطعاً تو از فرستادگان بر راه راست هستي.))
مقصود از يس چيست؟ علماء گفتند: [ مقصود از ] يس محمد صلي الله عليه و آله است و در اين سخن ترديدي نيست. حضرت ابوالحسن عليه السلام فرمود: خداوند به محمد صلي الله عليه وآله و آلش با اين  [ آيه و آيات ديگر]‌فضيلتي بخشيده است كه هيچ كس با انديشيدن [ نيز]‌به كُنْه آن نرسد و آن اين است كه خداوند متعال بر هيچ كس سلام نفرستاده ، مگر بر پيامبران الهي ، مانند : نوح عليه السلام،[33] ابراهيم عليه السلام،[34] موسي عليه السلام و هارون عليه السلام،[35] و نفرموده سلام بر آل نوح عليه السلام، و يا آل ابراهيم عليه السلام ... تنها در مورد آل پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود( سَلامٌ عَلي إِلْ ياسينَ) ؛[36] يعني سلام بر آل محمدصلي الله عليه و آله.[37]
علماء عامّه ، از جمله زمخشري به اين مسئله اعتراف دارند كه آيه مباهله قوي ترين دليل بر برتري اصحاب كساء عليهم السلام است
در ادامه ، امام رضا عليه السلام به آيات خمس و غنيمت،[38] اطاعت از صاحبان امر،[39] ولايت،[40] اهل الذكر،[41] امر به نماز اهل بيت[42] و... استناد مي كنند كه دلالت بر برتري اهل بيت عليهم السلام و برگزيدگي آنان دارد.[43]
منبع:مبلغان 85/ ذيقعده1427 ه.ق/آذر /دي1385ه.ش.




[1] . عيون اخبار الرضاعليه السلام ،شيخ صدوق، تهران، دارالكتبالاسلامية، ج1،ص179؛بحارالانوار؛محمد باقرمجلسي،المكتبةالاسلامية، ج49، ص177؛ سيره پيشوايان، مهدي پيشوايي،قم،مؤسسه امام صادقعليه السلام، ص 512.


[2] .عيوان اخبار الرضا عليه السلام ، ج1،ص239؛بحارالانوار،ج49،ص290؛سيره پيشوايان،ص513.
[3] .سيره پيشوايان ،صص 513-515 ،با تلخيص و تغيير.
[4] . اين مناظره در ((تحف العقول ))آمده است.
[5] . الاحتجاج ، طبرسي،ج2،صص405-406.
[6] همان،صص456-457.
[7] . فاطر/32.
[8] . همان / 33.
[9] . احزاب/33.
[10] .همان.
[11] . تحف العقول ،ابو محمحدحراني،انتشارات آل علي،چاپ اول،1382،صص774-776.
[12] . آل عمران /33و34.
[13] تحف العقول ،ص776.
[14] . نساء/54.
[15] . تفسير الصافي ف محسن فيض كاشاني ، بيروت ، مؤسسه الاعلمي للمطبوعات ، ج1،ص460.
[16] .الكاشف ، زمخشري،بيروت،دارالكتابالعربي،سوم،1407ق،ج1،ص523.
[17] . نساء/59.
[18] .تحف العقول، صص 776-778.
[19] تفسير صافي ، ج1،صص462-463.
[20] . از اينجا به بعد به جهت اختصار ، آيات مورد استناد امام رضا عليه السلام با توضيح خلاصه شده، بيان مي شود.
[21] . احزاب/33.
[22] .آل عمران/61.
[23] . تحف العقول ، ص 778.
24.الكشاف،ص370.

[25] .يونس/87.
[26] .تحف العقول،ص 780.
[27] . اسراء/26.
[28] . تحف العقول، ص780.
[29] . شوري/23.
[30] . تحف العقول ، ص 784.
[31] احزاب / 56.
[32] .يس/1-4.
[33] . صافات/79.
[34] . همان/ 103.
[35] . همان /120.
[36] . همان/130.
[37] .تحف العقول ،ص788.
[38] . انفال/41.
[39] .نساء/59.
[40] . مائده/55.
[41] . نحل/ 43.
[42] . طه/132.
[43] . ر.ك: تحف العقول ، صص 788-792.