مشهد؛ قرارگاه اشكهای بیقرار
مشهد، قرارگاه اشك است؛ اشكهای بیقراری كه دامان ولايت نور را چنگ میزنند و خويش را به اميد درمان دردها به امام مهربان میرسانند.
سلام و درود خدا بر كسیكه خدا و رسولش از او رضايت دارند، امامی كه چشمه جوشان لطف و رحمتش به دريای ازلی رحمت و رأفت بیكران پروردگار متّصل است و هر پناهجوی بیآشيانى، در پناه نگاه و نوازش او، چون آهوی رميده از صياد، آرام میگيرد.
سلام بر خراسان، بوستانی از بوستانهای بهشت كه در آن فرزانه فرزندی از نسل رسول خاتم(ص)، چندی زيسته و درخشيده است.
سلام بر رواقهای بلند حرمش كه همواره مأمن دلهای خسته و پناه آهوان رميده از دام دل و دانه دنياست.
سلام و درود و صلوات بر امام رضا(ع)، هشتمين كوكب درخشنده، ابر بارنده، باران شتابنده و خورشيد فروزنده.
خراسان در شب ميلاد تو، عزيزترين جای عالم است. امشب عطر زعفران و گلاب، عطر عود و اسپند، از زمين به آسمان راه میگشايد و تمام عرشنشينان، چراغانی شهری را به هم نشان میدهند كه خورشيدی شبانهروز در خاكش پرتوافشانی میكند.
امشب نگاه فرشتگان به مشرق ايران دوخته شده و تمام دلها بهسوی طوس پر میكشند. همه دلها امشب حسرت پرواز دارند، حسرت داشتن دو بال سبكبار كه بیوقفه بهسوی تو پر بگشايند و شادباش ميلادت را بر ضريح تقرّب بوسه زنند. چه مبارك سحری و چه فرخنده شبی است!
كبوتران در آسمان حرم میرقصند و ميان زمين و آسمان مرددند، ماندهاند در زمين بمانند و شوق و شادی زائران تو را ببينند يا آنكه به آسمان پر بگشايند و با دستافشانی فرشتگان همراه شوند. كبوتران، همه سپيد پوشند امشب؛ و همه پيام سرور بر لب دارند. كبوتران امشب در حريم تو چه عزيزند، چه گرانقدرند!
امشب عاشقان تو به يمن شادی ميلادت، دست نوازش و ارادت خويش را بر سر كبوتران تو میكشند و به سرسلامتیات، بر سنگفرشهای حرم بذر عشق میپاشند، كبوتران را بوسه میزنند و دوستشان دارند؛ چرا كه كبوتر، نشانی از مهر و بیهمتايی تو دارد.
امشب هيچ اشك شوقی دست از ضريح تو نمیكشد و هيچ حاجتمند اميدواری از گنبد تو چشم بر نمیدارد. اين عيد عاشقانه را تو بی شكّ، با اجابت تمام حاجتها عاشقانهتر میكنى.
اينجا مردی هست كه از آسمان آمده و زمين را در آغوش مهر خويش كشيده تا چهار فصلش بهار باشد.
اينجا مردی هست كه كبوتران، از هر كجای عالم، راه حريم او را میدانند و بهسويش پر میكشند، مردی كه آهوان رميده و هراسان روزگار را هر كجای هستی كه باشند، پناه میدهد و ضامن میشود.
اينجا مردی هست كه سنگفرشهای خانهاش را فرشتگان به بالهای خويش جارو میكشند و پردههای حرمش را به تبّرك، روسری خويش میكنند.
اينجا مشهد است...
مشهد، چراغانی عاشقانهای است كه نور پرفروغش تمام زمين را روشن كرده است. مشهد، گنبد و گلدسته و نقاره است كه هر دل عاشقی را كبوتر میكند و هر كبوتر، دعاهای زخمیاش را مدام به چهار سوی حرم آواز میخواند.
مشهد، ضريح چهارگوشهای است كه در هر گوشه خويش، مهربانی خدا را دارد و استجابت بیدريغ.
مشهد، قرارگاه اشك است. اشكهای بیقراری كه دامان ولايت نور را چنگ میزنند و خويش را به اميد درمان دردها به امام مهربان میرسانند.
مشهد، التماس دعاست، التماس استجابت، التماس عنايت عشق و تكانخوردن شانههای گريان و لبخند دعاهای به اجابت رسيده و بوسههای شكرانه به ضريح و پنجرههای فولاد.
مشهد، چادرهای نمازی است كه اشكهای بیدريغ در برمیگيرند، دستهای لرزانی است كه گونههای به اشك نشسته را پاك میكنند و چشمهای سرگردانی است كه در پی اجابت، تمام نگاههايشان به جانب كرامت و رأفت خورشيد است.
منبع:ایکنا
سلام و درود خدا بر كسیكه خدا و رسولش از او رضايت دارند، امامی كه چشمه جوشان لطف و رحمتش به دريای ازلی رحمت و رأفت بیكران پروردگار متّصل است و هر پناهجوی بیآشيانى، در پناه نگاه و نوازش او، چون آهوی رميده از صياد، آرام میگيرد.
سلام بر خراسان، بوستانی از بوستانهای بهشت كه در آن فرزانه فرزندی از نسل رسول خاتم(ص)، چندی زيسته و درخشيده است.
سلام بر رواقهای بلند حرمش كه همواره مأمن دلهای خسته و پناه آهوان رميده از دام دل و دانه دنياست.
سلام و درود و صلوات بر امام رضا(ع)، هشتمين كوكب درخشنده، ابر بارنده، باران شتابنده و خورشيد فروزنده.
خراسان در شب ميلاد تو، عزيزترين جای عالم است. امشب عطر زعفران و گلاب، عطر عود و اسپند، از زمين به آسمان راه میگشايد و تمام عرشنشينان، چراغانی شهری را به هم نشان میدهند كه خورشيدی شبانهروز در خاكش پرتوافشانی میكند.
امشب نگاه فرشتگان به مشرق ايران دوخته شده و تمام دلها بهسوی طوس پر میكشند. همه دلها امشب حسرت پرواز دارند، حسرت داشتن دو بال سبكبار كه بیوقفه بهسوی تو پر بگشايند و شادباش ميلادت را بر ضريح تقرّب بوسه زنند. چه مبارك سحری و چه فرخنده شبی است!
كبوتران در آسمان حرم میرقصند و ميان زمين و آسمان مرددند، ماندهاند در زمين بمانند و شوق و شادی زائران تو را ببينند يا آنكه به آسمان پر بگشايند و با دستافشانی فرشتگان همراه شوند. كبوتران، همه سپيد پوشند امشب؛ و همه پيام سرور بر لب دارند. كبوتران امشب در حريم تو چه عزيزند، چه گرانقدرند!
امشب عاشقان تو به يمن شادی ميلادت، دست نوازش و ارادت خويش را بر سر كبوتران تو میكشند و به سرسلامتیات، بر سنگفرشهای حرم بذر عشق میپاشند، كبوتران را بوسه میزنند و دوستشان دارند؛ چرا كه كبوتر، نشانی از مهر و بیهمتايی تو دارد.
امشب هيچ اشك شوقی دست از ضريح تو نمیكشد و هيچ حاجتمند اميدواری از گنبد تو چشم بر نمیدارد. اين عيد عاشقانه را تو بی شكّ، با اجابت تمام حاجتها عاشقانهتر میكنى.
اينجا مردی هست كه از آسمان آمده و زمين را در آغوش مهر خويش كشيده تا چهار فصلش بهار باشد.
اينجا مردی هست كه كبوتران، از هر كجای عالم، راه حريم او را میدانند و بهسويش پر میكشند، مردی كه آهوان رميده و هراسان روزگار را هر كجای هستی كه باشند، پناه میدهد و ضامن میشود.
اينجا مردی هست كه سنگفرشهای خانهاش را فرشتگان به بالهای خويش جارو میكشند و پردههای حرمش را به تبّرك، روسری خويش میكنند.
اينجا مشهد است...
مشهد، چراغانی عاشقانهای است كه نور پرفروغش تمام زمين را روشن كرده است. مشهد، گنبد و گلدسته و نقاره است كه هر دل عاشقی را كبوتر میكند و هر كبوتر، دعاهای زخمیاش را مدام به چهار سوی حرم آواز میخواند.
مشهد، ضريح چهارگوشهای است كه در هر گوشه خويش، مهربانی خدا را دارد و استجابت بیدريغ.
مشهد، قرارگاه اشك است. اشكهای بیقراری كه دامان ولايت نور را چنگ میزنند و خويش را به اميد درمان دردها به امام مهربان میرسانند.
مشهد، التماس دعاست، التماس استجابت، التماس عنايت عشق و تكانخوردن شانههای گريان و لبخند دعاهای به اجابت رسيده و بوسههای شكرانه به ضريح و پنجرههای فولاد.
مشهد، چادرهای نمازی است كه اشكهای بیدريغ در برمیگيرند، دستهای لرزانی است كه گونههای به اشك نشسته را پاك میكنند و چشمهای سرگردانی است كه در پی اجابت، تمام نگاههايشان به جانب كرامت و رأفت خورشيد است.
منبع:ایکنا
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۰ ساعت 21:24 توسط بخشي
|