سلام آقا
سلام آقای خوبی ها آقای مهربانی دلم تنگ تنگ...است
اى مولاى هشتم! تو نوید رویش باران از سقف بهارانى. تو مایه طراوت گلهاى ایمانى. تو بركت جاى جاى ایرانى. خورشید با بوسه بر بارگاهت، روز را آغاز مىكند و گرما را به وام مىگیرد. صداى تو در رگهاى زندگانى جارى است
اى هشتمین گل بوستان محمدى! اى منتهاى خواهش دلها! اى آفتاب روشن قبلهگاه ما! اى نور مطلق امروز و فردا! اى سبزهزار سرزندگى و صفا! اى پناهگاه آهوان رمیده دلهاى ما! تو روح باغستان زندگانى هستى. تو مبشر امیدى. توناخداى كشتى هدایتى .
اى قافله سالار اهالى معرفت! اى قبله حاجات دلهاى به شوق نشسته! تو زائرانت را به استطاعت مال نمى طلبى؛ حاجیان حرم تو، با معیار عشق و توفیق وطلبْ مستطیع مىشوند.
زائران تو رو به پنجره فولاد دخیل مىبندند، از ضریح آیینه صفا مىجویند و زمزم حاجاتشان را در سقاخانه اسماعیل مىنوشند.اى واسطه فیض خدا و اى حج باصفاى بینوایان! دلهایمان را از زلال حقیقت سرشار كن و از چشمه سار معرفتْ جرعه بنوشان تا در تنگناى جهالت جهان گرفتار نیاییم.
مولای من! میخواهم از آسمان بگویم که هر روز نه، هر ساعت نه، هر لحظه و ثانیه از تو جان میگیرد و در پیشگاه شکوه تو جان میدهد.ای آفتاب مهربانی! میخواهم از خورشید بگویم که هر طلوع با انوار خود به پنجره فولاد تو چنگ میزند و از ضریح تو نور میگیرد.
ای حجت خدا! خوش به حال جاده که از قدوم زائرانت بغض تنهایی خود را میشکند وخاک پایشان را به سینه زخمآلود خود میزند که عمری است از طوافتو جا مانده است.خوش به حال رواقها، درها و دیوارهایی که از نفس مهمانانت پر میگیرند و به ضریح پاک تو میرسند.
خوش به حال منارهها وکاشیها!حالاز راه دور به میعادگاهعاشقی تو چشم دوختهایم تا از جام کرامتت جرعهای بنوشیم.ما را بینصیب مگردان