امام رضا (ع) در ادبيات شفاهي خراسان
ادبيات شفاهي، بخشي از ادبيات غيررسمي جامعه به حساب ميآيد كه خالقان آن عامه مردم هستند و به نوعي بازتاب اعتقادات و باورهاي مردم از ديرباز تاكنون بوده و هست.
اعتقادات مذهبي مردم ايران و علاقه آنها به ائمه اطهار نيز در فرهنگ عاميانه ما نمود بارزي دارد. امامرضا (ع) به عنوان هشتمين امام شيعيان جهان بارگاه مطهرش در شهر مشهد قرار دارد و از ميان ائمه اطهار تنها امامي است كه خاك ايران ميزبان پيكر مطهر ايشان شده است.
همين مساله و سهولت زيارت مرقد اين امام همام براي مردم ايران باعث شده تا ادبيات عامه مردم مناطق مختلف كشور ما ، بويژه خراسان سرشار از جلوههاي معنوي فرهنگ رضوي باشد.
متاسفانه آنگونه كه بايد در اين زمينه پژوهشي صورت نگرفته و اين گنج معنوي گردآوري نشده است.
مطلبي كه در ادامه ميخوانيد، بخشي از يك پژوهش باموضوع امام رضا (ع) در فرهنگ عامه مردم خراسان است؛ مردمي كه افتخارشان ميزباني اين حضرت است و به همين علت عشق و ارادت به ايشان وآرزوي غلامي بارگاهش باعث شده تا فرهنگ عامه اين منطقه زلال و غنيتر شود.
مردم خراسان از ديرباز تاكنون عشق و علاقه خاصي به ائمه اطهار داشتهاند. با سفر امام رضا (ع) به اين شهر اين خطه از ايران مزين به نام امام رضا (ع) و مشهد به قبلهگاه عاشقان ائمه تبديل شد.
وجود بارگاه مطهر امام در اين شهر تاثيرات زيادي بر فرهنگ مردم اين خطه داشته است و باعث شده در اين بخش به اين تاثيرات در اشعار عاميانه اين منطقه از رباعي و دوبيتي و لالايي گرفته تا اشعار چاووشي بپردازيم.
باورها و اعتقادات مردم خراسان در ادبيات خواص و عوام اين سرزمين نمود بارزي دارد. از آنجا كه شعر برگرفته از قوه تخيل و احساسات و عواطف پاك انسانهاست. اوج عواطف بلند و لطيف مردم نسبت به امام رضا (ع) را نيز بيان ميكند؛ از اين رو در ادبيات عامه مردم كه ادبيات شفاهي ناميده ميشود، اعتقادات مردم از خلوص و شفافيت خاصي برخوردار است.
به مشهد ميروم قصد زيارت / زنم چهچه در آن طاق و عمارت
زنم چهچه خلايق جمع گردد / همه گويند به هم شير تو رحمت
قالبهايي كه اين باورها در آن آورده شده متعدد و متفاوت هستند، اما مهمترين آنها عبارتند از:
1 - دوبيتي: دو بيتي قالبي ادبي است كه دو بيت بوده و هر مصرع آن بر وزن مفاعيلن، مفاعلين، مفاعيل، و بيشتر حرف دل و راز و نيازها در اين قالب آورده ميشود. بخش عمدهاي از ادبيات شفاهي مردم ايران بويژه خراسانيان در اين قالب سروده شده است . در خراسان به آن فراقي و چارمصراعي نيز ميگويند.
سر كوي بُلن ديدم نسا را
كمر باريك و بازو بن طلا را
اگر بار دگر بينم نسا را
زيارت ميكنم شاه رضا را
نماز شم كه گوسفند بهجا شد
دو تا بلبل به سيل گل رها شد
يكي از حوض كوثر آب ميخورد
يكي جارو كن امام رضا شد
سر كوه بلند آلاله سر زد
امام هشتمي دس ور كمر زد
امام هشتمي فرزند حيدر
مرادم را بده يك بار ديگر
رباعي: رباعي كه بر وزن لاحول و لاقوه الابالله است و 24 وزن فرعي دارد. 4 مصراع بوده و بيشتر براي بيان حرفهاي حكمي و فلسفي به كار برده ميشود. در رباعيهاي عاميانهاي كه براي امام هشتم سروده شده است حضرت امام رضا (ع) و حرم، نماد و نمود خاص خود را دارد.
مو كفتر سوز(سبز ) ور هوا خواهم كرد
رو ور مشد امام رضا خواهم كرد
جايي كه محمد و علي بنشينن
مو شكوه ز يار بيوفا خواهم كرد
يا اين رباعي كه در آن به اينكه امام رضا(ع) امام هشتم است، اشاره دارد و بيانگر اعتقادات شيعيان است.
خورشيد جهان (جهُو) رو به خراسان (خُراسو) سرزد
گويي به دل مونده مو خنجر زد
از معجزه تو اي امام هشتم
از خشت طلا گل سفيده سر زد
لالايي: لالايي ،قالب مهم يا ادبيات شفاهي عامه است وشعرهايي را شامل ميشود كه از موسيقي سرشاري برخوردارند. زمزمههايي كه مادران با آن براي كودكان خود احساس خوشايندي ايجاد ميكنند. لالاييها براي مادران نوعي واگويه كردن و گفتن درددلهاست. در روزگاراني نه چندان دور، مادران لالاييها را هنرمندانه براي كودكان دلبندشان زمزمه ميكردند.
لالاييهاي فارسي، بخش عمدهاي از ادبيات شفاهي سرزمينماست كه دركنار افسانهها و قصههاي عاميانه درگذشته كاربرد بسيار داشته است. مادران هنگام خواباندن فرزندان خود باخواندن لالايي، فضايي سرشار از عاطفه ميآفريدند و ضمن آرامش بخشيدن به كودك نرم نرمك او را از عالم بيداري به دنياي رنگين خواب فرو ميبردند.
پيشينه استفاده و كاربرد لالاييها بدرستي مشخص نيست، اما شواهد موجود نشان ميدهد در گذشته كودك را براي خواب و مصون ماندن از گزند حشرات و جانوران وحشي در نوعي گهواره قرار ميدادند كه به آن ننو ميگفتند. ننو صدايي آهنگين داشت كه موجب خوابيدن كودك ميشد. در لغتنامه دهخدا لالايي با عنوان بنگره آمده است. بنگره، صوتي و ذكري را گويند كه زنان هنگام خوابانيدن اطفال ميخوانند تا آنها به خواب روند. در زبان پهلوي نيز بنگره مترادف ونگ)vang( به معني صدا، آواز يا گريه همراه با ناله است. بنابر اين بنگره يعني بانگ بلند، ناله بلند يا ناله خاموش كن. لالاييها، سخنان شيرين، ساده، كوتاه و آهنگيني هستند و به طور عمده در برگيرنده عواطف و احساسات دروني، آلام، دردها، ويژگيهاي روحي و مشكلات و مسائل خانوادگي و اجتماعي زنان و مادران است كه موجب پيوند عواطف مادران با فرزند ميشود. برخي جامعهشناسان معتقدند لالايي مجرايي براي درددل كردن مادران در عصر پدرسالاري است با كودكانشان كه گوشي شنوا داشته و زبان انتقال آنها را ندارند. از اين رو كودكان بهترين كسان براي بيان آلام و دردهاي مادران ستمديده در عصر مردمسالاري هستند.
مهمترين فايده لالاييها، ارزشهاي تربيتي آن است، به طوري كه متخصصان علم تربيت آغاز قصهگويي و لالايي را براي كودك از6 ماهگي تا 9 ماهگي مي دانند. بخصوص در دنياي ماشيني كنوني كه احساسات و عواطف كمرنگ شده ضرورت لالاييها بيشتر احساس ميشود، لالاييها در زبانهاي مختلف وجود دارند و در زمره اولين آثار موسيقي جهان به شمار ميآيند.
صرف نظر از وزن كامل عروضي و موزون، موسيقي لالاييها كاملا رمانتيك و گاه غمگنانه است. لالاييها در مضامين مختلفي در ايران بهكار ميروند از جمله براي 1 ستايش مادر از فرزند 2 آرزوهاي مادر براي فرزند 3 راز و نياز با خدا و دعاهاي مادر براي فرزند 4 بيان دردها و رنجهاي مادر 5 سفر پدر و تحمل دوري انتظار براي بازگشت و...
1. لالالالا به گل ماني / به آب زير پل ماني
به گل ماني كه تازه ميدهد پر /به ماه ماني كه تازه ميزند سر
لالالالا گل لاله / دل از مهر تو خوشحاله
الهي زنده باشي تو / شوي ده ساله، صدساله
لالالالاي گهواره / تو را مولا نگه داره
به هر مجلسي كه بنشيني / تو جا دار پدر باشي
در فولكلور مردم خراسان لالاييهاي نيز وجود دارد كه رنگ و صبغه مذهبي دارد و در آن از اهل بيت سخن رفته است. درباره امام رضا (ع) نيز لالاييهايي وجود دارد كه بيانگر عشق و احساس مردم اين ديار بر درباره امام رضا(ع) است.
لالالالا خدا يارت / رسول الله نگه دارت
نگه دار سر وجانت / جان مادر بقربانت
گلم درخواب، گلم بيدار / گلم هرگز نشه بيمار
اگر خواهد نشه بيمار / امام رضا نگاهش دار
لالاييها ريشه گسترده در فرهنگ خراسان دارد. اگر مادر كرماني براي فرزندش آرزو ميكند كه «كلامالله تو پيرش كن / زيارتها نصيبش كن» مادر خراسان فرزند خود را به آستان قدس رضوي ميفرستد تا خادم يا جاروكش امام بشود يا از زوار پذيرايي كند و به اين وسيله امرار معاش نيز بكند. فرزند خراساني ميداند اگر سرمايهاي ندارد ميتواند به كار در مزارع و كارگاههاي وقفي حضرت بپردازد يا در خود آستان مقدس رضوي به كار مشغول شود. حال چه جاروكشي باشد، چه غلام بارگاه حضرت. به هرحال نقش آستان مبارك رضوي در زندگي مردم اين خطه آنچنان مهم است كه در يكايك مسائل مربوط مردم از جمله مسائل فرهنگ آنها نمود واضح و روشني دارد.
لالالالا خدا يارت / امام رضا نگهدارت
امام رضا و فرزندش / سر مردان خدا يارت
لالا به مشهد ري / به پاي تخت حضرت ري
اگر حضرت بفرمايه / تو جاروكش مرقد ري
لالالالا رضا آمد / رضا آمد به خواب تو / مرزاشك و گلاب تو ( /مريز اشك و گلاب تر/ ) مو بينوج ر بجنبانم (من گهواره را تكان بدهم/ ) ديل بچه رنرنجانم (و دل كودكم را نرنجانم/ ) لالالالا گول (گل) سيبم / بابات رفته مو غريبم / غريب ما رضا باشه / نگهدارت خدا باشه / مو بينوج ر بحنبانم / ديل بچه ر نرنجانم / لالالا بابا رفته / به مشهد رضا رفته / زيارت رفته برگرده / ديگ صبرم بسر رفته / مو بينوج ربجنبانم / ديل بچه ر نرنجانم / لالالالا خدا يارت / امام رضا نگهدارت / نگهدار گولم (گلم) باشه / كنار بلبلم باشه
يا مثلا در اين لالايي عواطف و احساسات زيبايي به تصوير كشيده شده است.
لالا لالا لالايي تو / گل نعنا، دوايي تو / تو بالشت سرم باشي هميشه / بموني همدمم باشي هميشه / زيارت ميرويم شاه رضا رِ / گول و تاج سرم باشي هميشه / لالاييت ميكنم خوابت نميه / بزرگت ميكنم يادت نميه / بزرگت ميكنم تا زنده بشي / غلام حضرت معصومه بشي / لالا لالا لو لو چاهي / از ين بچه چي ميخواهي؟ / كه اين بچه پدر داره / دو خنجر ور كمر داره / يكي از مشهد شاه رضايه / يكي از سرزمين نينوا يه
لالا به صحرا شي / به پاي تخت زهرا شي / اگر زهرا بفرمايه / غلام شاه رضا شي
لالا لالا گل باقلا / بابا رفته پيش آقا / آقا شاه غريبونه / آقا شاه خراسونه
لالالالا به مكتب رو / به پاي تخت حضرت رو / اگر حضرت قبولت كرد / تو جاروكش صحنش شو
لالا لالا گل خشخاش / بابات رفته خدا همراش / بابات رفته به غريبي / امام هشتمي همراش / لالا لالا لالا لالا
در برخي از لالاييها به عناصر مثل نقاره خانه و پنجره فولاد توجه شده است.
لالا لالا گل و دانه / بابا رفته نقارخانه/ او پشت پنجره فولاد / بچه م مانده مين خانه / لالا لالا لالا لالا
به هر حال لالاييها درد دل و دغدغههاي مادران است كه در گوش صبور كودكان زمزمه ميشود تا كودك در خواب شود و مادر تخليه رواني گردد.
ترانههاي كار (كارآوا): مردم خراسان چه آنان كه زندگي مبتني بر كشاورزي دارند و چه انان كه در منطقه كوهستاني و شمال خراسان يا در ناحيه كاشمر زندگي ميكنند و زندگي مبتني بر دامپروري دارند، هنگام كار زمزمههايي با خود دارند كه به ترانههاي كار يا كار آوا مشهور هستند. از جمله اين مردمان زنان و دختران قاليباف هستند كه هنگام كار پشت دار قالي با خود ميخوانند:
شتر را بار كردم فرش قالي / زيارت ميكنم جاي تو خالي / زيارت ميكنم آقا رضا را / ببوسم حلقه و قفل طلا را
كه در اين دو بيتي ضمن اشاره به نوع كار و درآمد حاصل از آن به بيان آرزوي خود كه زيارت امام رضا(ع) است نيز اشاره ميكنند و عناصري همچون قفل، پنجره فولاد و... را مدنظر دارند كه برگرفته از اين باور است كه همه اين عناصر كه منتسب به امام رضا هستند براي اين مردم محترم مي باشند.
هنگام خستگي نيز با خود به صورت دسته جمعي زمزمه ميكنند:
كمك كن كمك كن / امام رضا كمك كن / شاه اوليا كمك كن / يا امام رضا كمك كن / يا امام رضا كمك كن / يا امام رضا خستهام / چغك (گنجشك) پر بستهام / شاه اوليا كمك كن / گنبد طلا كمك كن / يا امام رضا كمك كن / يا امام رضا كمك كن / يار در خنه (خانه) كمك كن / نقاره خنه كمك كن / شاه اوليا كمك كن / گنبد طلا كن / يا امام رضا كمك كن / يا امام رضا كمك كن
در اين ترانههاي كار يا كار آواها از تك تك عناصر منتسب به امام رضاطلب ياري و كمك ميكنند تا ضمن همنوايي و رفع خستگي با انرژي معنوي كه دريافت ميكنند دوباره به كار خود ادامه دهند.
چاووشي: چاووشي به معناي خواندن بيت يا ابياتي مذهبي توسط يك فرد و همراهي با آن توسط عامه مردم است كه كاركرد همراهي و اطلاعرساني دارد. از اين رو هرگاه كه كسي به زيارت امام رضا (ع) ميرفت يكي از ملاها و ميرزاهاي محل، ضمن خواندن رباعي ذيل باعث ميشد تا مردم از اين سفر خبردار شده و با صلوات ديگران را نيز براي همراهي با خبر كنند .
اول به مدينه مصطفي را صلوات
دوم به نجف شير خدا را صلوات
سوم در كربلا به شمر ملعون لعنت
چارم به طوس شه رضا را صلوات
سر فرازيم به طوف شه كونين رضا / به گدايي به در خانه شاه آمدهايم / لنگر حلم تو اي كشتي توفيق كجاست / كه در اين بحر كرم غرق گناه آمدهايم
بلندگوي اگر عيب برزبانت نيست / به شهسوار عرب مير لافتي صلوات
به شاه قبه طلا حضرت رضا صلوات / به سر بريده صحراي كربلا صلوات
ابيات زير را چاووش خوان معمولا پس از خواندن چند رباعي با فرياد مي خواند :
بلند بگو اگر عيب برزبانت نيست / به شاه قبه طلا حضرت رضا صلوات!
به يازده پسران علي بن ابيطالب / به ماه عارض هر يك جدا جدا صلوات!
در بدرقه كسي كه به زيارت امام هشتم ميرفت و در مايههاي راست پنجگاه و ماهور نيز خوانده ميشد:
ز تربت شهدا بوي سيب ميآيد/ ز طوس بوي رضاي غريب ميآيد
به هر حال ادبيات عامه يا ادبيات شفاهي بيانگر بخش از باورها و اعتقادات عموم مردم است كه به تناسب حال و مقام مردم در قالبهاي متعدد ادبي بيان ميشوند.
اين ادبيات خالق خاصي ندارد و در جريان انتقال شفاهي بشدت تغيير ميكند. از اين رو گاه از يك دوبيتي يا لالايي روايتهاي متعددي ديده ميشود.
محمود اكرامي فر
منبع:جام جم آنلاین
اعتقادات مذهبي مردم ايران و علاقه آنها به ائمه اطهار نيز در فرهنگ عاميانه ما نمود بارزي دارد. امامرضا (ع) به عنوان هشتمين امام شيعيان جهان بارگاه مطهرش در شهر مشهد قرار دارد و از ميان ائمه اطهار تنها امامي است كه خاك ايران ميزبان پيكر مطهر ايشان شده است.
همين مساله و سهولت زيارت مرقد اين امام همام براي مردم ايران باعث شده تا ادبيات عامه مردم مناطق مختلف كشور ما ، بويژه خراسان سرشار از جلوههاي معنوي فرهنگ رضوي باشد.
متاسفانه آنگونه كه بايد در اين زمينه پژوهشي صورت نگرفته و اين گنج معنوي گردآوري نشده است.
مطلبي كه در ادامه ميخوانيد، بخشي از يك پژوهش باموضوع امام رضا (ع) در فرهنگ عامه مردم خراسان است؛ مردمي كه افتخارشان ميزباني اين حضرت است و به همين علت عشق و ارادت به ايشان وآرزوي غلامي بارگاهش باعث شده تا فرهنگ عامه اين منطقه زلال و غنيتر شود.
مردم خراسان از ديرباز تاكنون عشق و علاقه خاصي به ائمه اطهار داشتهاند. با سفر امام رضا (ع) به اين شهر اين خطه از ايران مزين به نام امام رضا (ع) و مشهد به قبلهگاه عاشقان ائمه تبديل شد.
وجود بارگاه مطهر امام در اين شهر تاثيرات زيادي بر فرهنگ مردم اين خطه داشته است و باعث شده در اين بخش به اين تاثيرات در اشعار عاميانه اين منطقه از رباعي و دوبيتي و لالايي گرفته تا اشعار چاووشي بپردازيم.
باورها و اعتقادات مردم خراسان در ادبيات خواص و عوام اين سرزمين نمود بارزي دارد. از آنجا كه شعر برگرفته از قوه تخيل و احساسات و عواطف پاك انسانهاست. اوج عواطف بلند و لطيف مردم نسبت به امام رضا (ع) را نيز بيان ميكند؛ از اين رو در ادبيات عامه مردم كه ادبيات شفاهي ناميده ميشود، اعتقادات مردم از خلوص و شفافيت خاصي برخوردار است.
به مشهد ميروم قصد زيارت / زنم چهچه در آن طاق و عمارت
زنم چهچه خلايق جمع گردد / همه گويند به هم شير تو رحمت
قالبهايي كه اين باورها در آن آورده شده متعدد و متفاوت هستند، اما مهمترين آنها عبارتند از:
1 - دوبيتي: دو بيتي قالبي ادبي است كه دو بيت بوده و هر مصرع آن بر وزن مفاعيلن، مفاعلين، مفاعيل، و بيشتر حرف دل و راز و نيازها در اين قالب آورده ميشود. بخش عمدهاي از ادبيات شفاهي مردم ايران بويژه خراسانيان در اين قالب سروده شده است . در خراسان به آن فراقي و چارمصراعي نيز ميگويند.
سر كوي بُلن ديدم نسا را
كمر باريك و بازو بن طلا را
اگر بار دگر بينم نسا را
زيارت ميكنم شاه رضا را
نماز شم كه گوسفند بهجا شد
دو تا بلبل به سيل گل رها شد
يكي از حوض كوثر آب ميخورد
يكي جارو كن امام رضا شد
سر كوه بلند آلاله سر زد
امام هشتمي دس ور كمر زد
امام هشتمي فرزند حيدر
مرادم را بده يك بار ديگر
رباعي: رباعي كه بر وزن لاحول و لاقوه الابالله است و 24 وزن فرعي دارد. 4 مصراع بوده و بيشتر براي بيان حرفهاي حكمي و فلسفي به كار برده ميشود. در رباعيهاي عاميانهاي كه براي امام هشتم سروده شده است حضرت امام رضا (ع) و حرم، نماد و نمود خاص خود را دارد.
مو كفتر سوز(سبز ) ور هوا خواهم كرد
رو ور مشد امام رضا خواهم كرد
جايي كه محمد و علي بنشينن
مو شكوه ز يار بيوفا خواهم كرد
يا اين رباعي كه در آن به اينكه امام رضا(ع) امام هشتم است، اشاره دارد و بيانگر اعتقادات شيعيان است.
خورشيد جهان (جهُو) رو به خراسان (خُراسو) سرزد
گويي به دل مونده مو خنجر زد
از معجزه تو اي امام هشتم
از خشت طلا گل سفيده سر زد
لالايي: لالايي ،قالب مهم يا ادبيات شفاهي عامه است وشعرهايي را شامل ميشود كه از موسيقي سرشاري برخوردارند. زمزمههايي كه مادران با آن براي كودكان خود احساس خوشايندي ايجاد ميكنند. لالاييها براي مادران نوعي واگويه كردن و گفتن درددلهاست. در روزگاراني نه چندان دور، مادران لالاييها را هنرمندانه براي كودكان دلبندشان زمزمه ميكردند.
لالاييهاي فارسي، بخش عمدهاي از ادبيات شفاهي سرزمينماست كه دركنار افسانهها و قصههاي عاميانه درگذشته كاربرد بسيار داشته است. مادران هنگام خواباندن فرزندان خود باخواندن لالايي، فضايي سرشار از عاطفه ميآفريدند و ضمن آرامش بخشيدن به كودك نرم نرمك او را از عالم بيداري به دنياي رنگين خواب فرو ميبردند.
پيشينه استفاده و كاربرد لالاييها بدرستي مشخص نيست، اما شواهد موجود نشان ميدهد در گذشته كودك را براي خواب و مصون ماندن از گزند حشرات و جانوران وحشي در نوعي گهواره قرار ميدادند كه به آن ننو ميگفتند. ننو صدايي آهنگين داشت كه موجب خوابيدن كودك ميشد. در لغتنامه دهخدا لالايي با عنوان بنگره آمده است. بنگره، صوتي و ذكري را گويند كه زنان هنگام خوابانيدن اطفال ميخوانند تا آنها به خواب روند. در زبان پهلوي نيز بنگره مترادف ونگ)vang( به معني صدا، آواز يا گريه همراه با ناله است. بنابر اين بنگره يعني بانگ بلند، ناله بلند يا ناله خاموش كن. لالاييها، سخنان شيرين، ساده، كوتاه و آهنگيني هستند و به طور عمده در برگيرنده عواطف و احساسات دروني، آلام، دردها، ويژگيهاي روحي و مشكلات و مسائل خانوادگي و اجتماعي زنان و مادران است كه موجب پيوند عواطف مادران با فرزند ميشود. برخي جامعهشناسان معتقدند لالايي مجرايي براي درددل كردن مادران در عصر پدرسالاري است با كودكانشان كه گوشي شنوا داشته و زبان انتقال آنها را ندارند. از اين رو كودكان بهترين كسان براي بيان آلام و دردهاي مادران ستمديده در عصر مردمسالاري هستند.
مهمترين فايده لالاييها، ارزشهاي تربيتي آن است، به طوري كه متخصصان علم تربيت آغاز قصهگويي و لالايي را براي كودك از6 ماهگي تا 9 ماهگي مي دانند. بخصوص در دنياي ماشيني كنوني كه احساسات و عواطف كمرنگ شده ضرورت لالاييها بيشتر احساس ميشود، لالاييها در زبانهاي مختلف وجود دارند و در زمره اولين آثار موسيقي جهان به شمار ميآيند.
صرف نظر از وزن كامل عروضي و موزون، موسيقي لالاييها كاملا رمانتيك و گاه غمگنانه است. لالاييها در مضامين مختلفي در ايران بهكار ميروند از جمله براي 1 ستايش مادر از فرزند 2 آرزوهاي مادر براي فرزند 3 راز و نياز با خدا و دعاهاي مادر براي فرزند 4 بيان دردها و رنجهاي مادر 5 سفر پدر و تحمل دوري انتظار براي بازگشت و...
1. لالالالا به گل ماني / به آب زير پل ماني
به گل ماني كه تازه ميدهد پر /به ماه ماني كه تازه ميزند سر
لالالالا گل لاله / دل از مهر تو خوشحاله
الهي زنده باشي تو / شوي ده ساله، صدساله
لالالالاي گهواره / تو را مولا نگه داره
به هر مجلسي كه بنشيني / تو جا دار پدر باشي
در فولكلور مردم خراسان لالاييهاي نيز وجود دارد كه رنگ و صبغه مذهبي دارد و در آن از اهل بيت سخن رفته است. درباره امام رضا (ع) نيز لالاييهايي وجود دارد كه بيانگر عشق و احساس مردم اين ديار بر درباره امام رضا(ع) است.
لالالالا خدا يارت / رسول الله نگه دارت
نگه دار سر وجانت / جان مادر بقربانت
گلم درخواب، گلم بيدار / گلم هرگز نشه بيمار
اگر خواهد نشه بيمار / امام رضا نگاهش دار
لالاييها ريشه گسترده در فرهنگ خراسان دارد. اگر مادر كرماني براي فرزندش آرزو ميكند كه «كلامالله تو پيرش كن / زيارتها نصيبش كن» مادر خراسان فرزند خود را به آستان قدس رضوي ميفرستد تا خادم يا جاروكش امام بشود يا از زوار پذيرايي كند و به اين وسيله امرار معاش نيز بكند. فرزند خراساني ميداند اگر سرمايهاي ندارد ميتواند به كار در مزارع و كارگاههاي وقفي حضرت بپردازد يا در خود آستان مقدس رضوي به كار مشغول شود. حال چه جاروكشي باشد، چه غلام بارگاه حضرت. به هرحال نقش آستان مبارك رضوي در زندگي مردم اين خطه آنچنان مهم است كه در يكايك مسائل مربوط مردم از جمله مسائل فرهنگ آنها نمود واضح و روشني دارد.
لالالالا خدا يارت / امام رضا نگهدارت
امام رضا و فرزندش / سر مردان خدا يارت
لالا به مشهد ري / به پاي تخت حضرت ري
اگر حضرت بفرمايه / تو جاروكش مرقد ري
لالالالا رضا آمد / رضا آمد به خواب تو / مرزاشك و گلاب تو ( /مريز اشك و گلاب تر/ ) مو بينوج ر بجنبانم (من گهواره را تكان بدهم/ ) ديل بچه رنرنجانم (و دل كودكم را نرنجانم/ ) لالالالا گول (گل) سيبم / بابات رفته مو غريبم / غريب ما رضا باشه / نگهدارت خدا باشه / مو بينوج ر بحنبانم / ديل بچه ر نرنجانم / لالالا بابا رفته / به مشهد رضا رفته / زيارت رفته برگرده / ديگ صبرم بسر رفته / مو بينوج ربجنبانم / ديل بچه ر نرنجانم / لالالالا خدا يارت / امام رضا نگهدارت / نگهدار گولم (گلم) باشه / كنار بلبلم باشه
يا مثلا در اين لالايي عواطف و احساسات زيبايي به تصوير كشيده شده است.
لالا لالا لالايي تو / گل نعنا، دوايي تو / تو بالشت سرم باشي هميشه / بموني همدمم باشي هميشه / زيارت ميرويم شاه رضا رِ / گول و تاج سرم باشي هميشه / لالاييت ميكنم خوابت نميه / بزرگت ميكنم يادت نميه / بزرگت ميكنم تا زنده بشي / غلام حضرت معصومه بشي / لالا لالا لو لو چاهي / از ين بچه چي ميخواهي؟ / كه اين بچه پدر داره / دو خنجر ور كمر داره / يكي از مشهد شاه رضايه / يكي از سرزمين نينوا يه
لالا به صحرا شي / به پاي تخت زهرا شي / اگر زهرا بفرمايه / غلام شاه رضا شي
لالا لالا گل باقلا / بابا رفته پيش آقا / آقا شاه غريبونه / آقا شاه خراسونه
لالالالا به مكتب رو / به پاي تخت حضرت رو / اگر حضرت قبولت كرد / تو جاروكش صحنش شو
لالا لالا گل خشخاش / بابات رفته خدا همراش / بابات رفته به غريبي / امام هشتمي همراش / لالا لالا لالا لالا
در برخي از لالاييها به عناصر مثل نقاره خانه و پنجره فولاد توجه شده است.
لالا لالا گل و دانه / بابا رفته نقارخانه/ او پشت پنجره فولاد / بچه م مانده مين خانه / لالا لالا لالا لالا
به هر حال لالاييها درد دل و دغدغههاي مادران است كه در گوش صبور كودكان زمزمه ميشود تا كودك در خواب شود و مادر تخليه رواني گردد.
ترانههاي كار (كارآوا): مردم خراسان چه آنان كه زندگي مبتني بر كشاورزي دارند و چه انان كه در منطقه كوهستاني و شمال خراسان يا در ناحيه كاشمر زندگي ميكنند و زندگي مبتني بر دامپروري دارند، هنگام كار زمزمههايي با خود دارند كه به ترانههاي كار يا كار آوا مشهور هستند. از جمله اين مردمان زنان و دختران قاليباف هستند كه هنگام كار پشت دار قالي با خود ميخوانند:
شتر را بار كردم فرش قالي / زيارت ميكنم جاي تو خالي / زيارت ميكنم آقا رضا را / ببوسم حلقه و قفل طلا را
كه در اين دو بيتي ضمن اشاره به نوع كار و درآمد حاصل از آن به بيان آرزوي خود كه زيارت امام رضا(ع) است نيز اشاره ميكنند و عناصري همچون قفل، پنجره فولاد و... را مدنظر دارند كه برگرفته از اين باور است كه همه اين عناصر كه منتسب به امام رضا هستند براي اين مردم محترم مي باشند.
هنگام خستگي نيز با خود به صورت دسته جمعي زمزمه ميكنند:
كمك كن كمك كن / امام رضا كمك كن / شاه اوليا كمك كن / يا امام رضا كمك كن / يا امام رضا كمك كن / يا امام رضا خستهام / چغك (گنجشك) پر بستهام / شاه اوليا كمك كن / گنبد طلا كمك كن / يا امام رضا كمك كن / يا امام رضا كمك كن / يار در خنه (خانه) كمك كن / نقاره خنه كمك كن / شاه اوليا كمك كن / گنبد طلا كن / يا امام رضا كمك كن / يا امام رضا كمك كن
در اين ترانههاي كار يا كار آواها از تك تك عناصر منتسب به امام رضاطلب ياري و كمك ميكنند تا ضمن همنوايي و رفع خستگي با انرژي معنوي كه دريافت ميكنند دوباره به كار خود ادامه دهند.
چاووشي: چاووشي به معناي خواندن بيت يا ابياتي مذهبي توسط يك فرد و همراهي با آن توسط عامه مردم است كه كاركرد همراهي و اطلاعرساني دارد. از اين رو هرگاه كه كسي به زيارت امام رضا (ع) ميرفت يكي از ملاها و ميرزاهاي محل، ضمن خواندن رباعي ذيل باعث ميشد تا مردم از اين سفر خبردار شده و با صلوات ديگران را نيز براي همراهي با خبر كنند .
اول به مدينه مصطفي را صلوات
دوم به نجف شير خدا را صلوات
سوم در كربلا به شمر ملعون لعنت
چارم به طوس شه رضا را صلوات
سر فرازيم به طوف شه كونين رضا / به گدايي به در خانه شاه آمدهايم / لنگر حلم تو اي كشتي توفيق كجاست / كه در اين بحر كرم غرق گناه آمدهايم
بلندگوي اگر عيب برزبانت نيست / به شهسوار عرب مير لافتي صلوات
به شاه قبه طلا حضرت رضا صلوات / به سر بريده صحراي كربلا صلوات
ابيات زير را چاووش خوان معمولا پس از خواندن چند رباعي با فرياد مي خواند :
بلند بگو اگر عيب برزبانت نيست / به شاه قبه طلا حضرت رضا صلوات!
به يازده پسران علي بن ابيطالب / به ماه عارض هر يك جدا جدا صلوات!
در بدرقه كسي كه به زيارت امام هشتم ميرفت و در مايههاي راست پنجگاه و ماهور نيز خوانده ميشد:
ز تربت شهدا بوي سيب ميآيد/ ز طوس بوي رضاي غريب ميآيد
به هر حال ادبيات عامه يا ادبيات شفاهي بيانگر بخش از باورها و اعتقادات عموم مردم است كه به تناسب حال و مقام مردم در قالبهاي متعدد ادبي بيان ميشوند.
اين ادبيات خالق خاصي ندارد و در جريان انتقال شفاهي بشدت تغيير ميكند. از اين رو گاه از يك دوبيتي يا لالايي روايتهاي متعددي ديده ميشود.
محمود اكرامي فر
منبع:جام جم آنلاین
+ نوشته شده در یکشنبه ۳ مهر ۱۳۹۰ ساعت 23:1 توسط بخشي
|