هميشه برايم جالب بوده تا بدانم کساني که تازه به دين اسلام مشرف مي شوند چه ديدگاهي درباره اين دين دارند و چه جذابيت هايي در اسلام بوده که آن ها را واداشته که مسلمان شوند.

خانم دايانا به عنوان يک تازه مسلمان اتريشي اين فرصت را به من داد تا از زاويه نگاه او به پاسخ اين سوالاتم برسم. خانم دايانا را در هشتمين جشنواره بين المللي فرهنگي، هنري امام رضا(ع) ملاقات کرديم.

در هر نمازم زنده بودن رسول ا... را حس مي کنم

او در اين باره گفت: من از اسلام محمد(ص) را مي شناختم چون به وسيله او بود که من مسلمان شدم، او چنان براي من زنده است که در هر اذاني که مي شنوم و در هر نمازي که من مي خوانم زنده بودنش و حضورش را با تمام وجودم حس مي کنم، اما حالا که به مشهد آمده ام احساس مي کنم کساني از نسل پيامبر وجود دارند که هر مسلماني در هر کجاي اين کره خاکي که باشد در دورترين نقاط قاره آمريکا باشد يا در سواحل درياي کارائيب زندگي کند، در يکي از روستاهاي باصفا و سرسبز مالزي روزگارش را سپري کند يا در جزيره اي دورافتاده در آفريقا ساکن باشد، خلاصه هر جا که باشد در اعماق وجودش، خودش و آرامشي که دارد را مديون انسان هاي بزرگي مي داند که امام رضا(ع) يکي از آن هاست.

از فراز کوه هاي مشهد شهر رازآميزي را به چشم ديدم

وقتي از او خواستم تا شهر مشهد را به عنوان يکي از اماکن مهم مذهبي مسلمانان برايم توصيف کند، از شنيدن نام مشهد به وجد آمد و گفت: وقتي که بر فراز کوهسنگي مشهد ايستاده بودم شهر رازآميزي را به چشم ديدم که نظيرش را تا به حال نديده بودم.

از بالاي کوه که به پايين نگاه مي کردم شهري را مي ديدم که در آن تاريکي شب در خوابي عميق فرو رفته بود اما در وسط شهر بارگاه باشکوهي قرار داشت که مثل نور خورشيد در آن نيمه شب مي درخشيد که من وقتي به آن نگاه مي کردم اميد در دلم جوانه مي زد، احساس آرامش مي کردم، حس اين که در آن پايين کوه بارگاه مرد بزرگي قرار دارد که هميشه هست و دستش را بر سر ساکنان اين شهر و همه شيعيان گرفته است.کسي که همراه من بود، از من پرسيد: شما که تازه مسلمان شده اي چه حسي درباره امام رضا(ع) داري و از اين جا که بارگاه ايشان را مي بيني چه احساسي پيدا مي کني؟

من به او گفتم: چه بگويم از ايشان که خيالم راحت باشد که حرفي که در دلم بوده را گفته ام. وقتي در حرم ايشان براي اولين بار قدم زدم احساس کردم تمام قلبم مالامال از عشق به حضرت رضا(ع) شد، دست و پايم را گم کرده بودم، به امام گفتم من امروز به شما پناه آورده ام از زندگي متلاطم و پرهياهوي اين دنيا.

تاريخ اسلام در حال تکرار است

وقتي از خانم دايانا درباره حوادث پيچيده دنياي اسلام پرسيدم، او اعتقادش درباره آينده مسلمان ها را اين طور برايم شرح داد: من درباره تاريخ صدر اسلام هنوز چندان مطالعه نداشته ام اما از زبان دوستان مسلمانم شنيده ام که پيامبر اعظم اسلام و يارانش در آن سال ها به ويژه در شعب ابي طالب سختي هاي بسياري را تحمل کردند و در گرسنگي و آوارگي روزگارشان را به سر مي بردند. من وقتي آن وقايع را شنيدم گريه ام گرفت و ياد اين افتادم که مسلمان ها هنوز هم با همان مظلوميت اما با عظمت زندگي مي کنند، در رنج و سختي و فشار هستند اما دين شان مهم ترين داشته و ثروت زندگي شان است که حاضر نيستند آن را از دست بدهند. به نظر من در دوران معاصر ما باز تاريخ صدراسلام در حال تکرار است اما يقين دارم همان طور که آن سال ها با صبر و شکيبايي رسول خدا و همراهانشان به نفع اسلام به پايان رسيد، اين دوران نيز به نفع اسلام و دين محمد(ص) پايان مي يابد.


منبع:روزنامه خراسان